اقتصاد جهان

اتوماسیون به تعمیق نابرابری درآمدی دامن می‌زند

اتوماسیون به تعمیق نابرابری درآمدی دامن می‌زند

۲۱ نوامبر ۲۰۲۲

یافته‌های تحقیقاتی تازه حاکی از آن است که اتوماسیون یا خودکارسازی، یکی از عوامل اصلی افزایش شکاف درآمدی [1] طی سه دهه اخیر بوده است؛ رخدادی که باعث شده کارگران کم‌مهارت به رده‌های پایین درآمدی سقوط کنند.
دستگاه‌های تسویه تمام‌خودکار، پدیده این روزهای فروشگاه‌های زنجیره‌ای هستند. در بسیاری از فروشگاه‌های معتبر دنیا، دیگر خبری از صندوق‌دار و فروشنده نیست و مشتری‌ها خود به‌کمک یک پایانه فروش اتوماتیک، بارکد کالاهای خود را اسکن و هزینه آن را پرداخت می‌کنند.
فراگیری این دستگاه‌ها گرچه کار مشتریان را کمی سخت‌تر می‌کند؛ اما هزینه گردانندگان فروشگاه‌ها را کاهش می‌دهد.
دارون عجم‌اوغلو [2]، اقتصاددان پرآوازه دانشگاه MIT در این باره می‌گوید: «با گسترش پایانه‌های تسویه تمام‌خودکار، تغییر چندانی در بهره‌وری رخ نمی‌دهد؛ اما باعث ازدست‌رفتن درآمد کارگران کم‌مهارت می‌شود.»
وی می‌افزاید: «فراگیری اتوماسیون می‌تواند آثار توزیعی بزرگی به‌ویژه بر درآمد نیروهای خدماتی بگذارد. بنابراین می‌توان گفت که خودکارسازی، بیش از آنکه تأثیری بر رشد بهره‌وری داشته باشد، عاملی برای جابه‌جایی نیروی کار است.»
عجم‌اوغلو پیش‌تر نیز مقاله‌ای منتشر کرده و در آن گستره تأثیر اتوماسیون بر نابرابری درآمدی را در ایالات متحده واکاوی کرده است. در این مقاله آمده است که طی چهار دهه اخیر، شکاف درآمدی میان نیروی کار تحصیل‌کرده با کارگران کم‌مهارت و فاقد تحصیلات، به‌طور چشم‌گیری افزایش یافته است.
دراین‌میان، عجم‌اوغلو با اتکا بر آمار و ارقام دریافته که اتوماسیون و خودکارسازی، عامل دست‌کم نیمی از این افزایش شکاف درآمدی است.
عجم‌اوغلو می‌گوید: «۵۰ تا ۷۰ درصد از تغییرات نابرابری درآمدی از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۶ را می‌توان ناشی از تک‌عامل اتوماسیون دانست.»

نابرابری درآمدی از 1980 به بعد در آمریکا

از سال ۱۹۸۰ به این سو در ایالات متحده آمریکا، درآمد (تعدیل‌شده بر اساس تورم) دارندگان مدارک دانشگاهی به‌طور چشم‌گیری رشد داشته؛ حال آنکه همین شاخص برای نیروی کار فاقد مدرک دیپلم با ۱۵ درصد کاهش روبه‌رو شده است.
چه میزان از این تغییرات و شکاف رشد درآمد، ناشی از اتوماسیون بوده است؟ افزون‌بر اتوماسیون، طیف گسترده‌ای از عوامل در افزایش نابرابری درآمد موثر بوده‌اند که از میان آن‌ها می‌توان به کاهش نفوذ اتحادیه‌های کارگری، کاهش قدرت چانه‌زنی کارگران به‌دلیل تمرکز بازارها و دیگر تغییرات فناورانه اشاره کرد.
عجم‌اوغلو و همکارش رستریو برای واکاوی تأثیر اتوماسیون بر افزایش شکاف درآمدی به سراغ داده‌های دفتر تحلیل اقتصادی وزارت کار ایالات متحده رفته است.
او دامنه استخدام نیروی کار را در ۴۹ صنعت و در فاصله زمانی میان سال‌های ۱۹۸۷ تا ۲۰۱۶ بررسی کرده و آمار مرتبط با به‌کارگیری ماشین‌آلات و نرم‌افزارهای رایانه‌ای را در همین بازه در تجزیه‌وتحلیل خود گنجانده است. علاوه‌براین، وی و همکارانش، از داده‌هایی که پیش‌تر درباره دامنه به‌کارگیری ربات‌ها در فاصله ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۴ در ایالات متحده به دست آورده بودند، استفاده کرد.
آن داده‌ها نشان می‌دادند که طی سه دهه، ربات‌ها جایگزین بخش درخور توجهی از کارگران کم‌مهارت شده‌اند، به برخی شرکت‌ها یاری رساند که بر صنعت خود استیلا یابند و به افزایش شکاف درآمدی دامن زده‌اند.
عجم‌اغلو و همکارانش بر پایه آمار اداره سرشماری ایالات متحده، درآمد کارگران را در ۵۰۰ زیرگروه جمعیتی که بر اساس جنسیت، تحصیلات، سن، نژاد و قومیت تفکیک شده بودند، بررسی کرده و با نیم‌نگاهی به دیگر عوامل ازجمله نرخ اشتغال، کمینه دستمزد و سایر متغیرها در فاصله زمانی ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۶، درجه تأثیرگذاری اتوماسیون بر شکاف درآمدی را تخمین زده‌اند.
او و همکاراش درنهایت به این نتیجه رسیده‌اند که اتوماسیون، آثار چشم‌گیر و انکارناپذیری بر گسترش شکاف درآمدی گذاشته است.
برای مثال، آن‌ها دریافته‌اند که از سال ۱۹۸۰ به این سو، فراگیرشدن اتوماسیون باعث شده تا درآمد مردان و و زنان فاقد مدرک دیپلم دبیرستان، به‌ترتیب ۸/۸ و ۲/۳ درصد کاهش پیدا کند.

اتوماسیون؛ نه خوب، نه بد

عجم‌اوغلو در تفسیر یافته‌های پژوهشی خود می‌گوید باید اتوماسیون را جدا از دیگر گونه‌های نوآوری و به‌عنوان یک عامل اثربخش یگانه بر فضای کار در نظر گرفت.
وی ابزارهایی همچون پایانه‌های تسویه تمام‌خودکار را «فناوری‌های نه‌خوب نه‌بد» (So-So Technology) می‌نامند؛ زیرا این دست ابزارها گرچه به نفع شرکت‌ها تمام می‌شوند؛ اما آثار مخربی بر درآمد نیروی کار دارند. بنابراین از نظرگاه کلان و بهره‌وری بزرگ‌مقیاس، چنین توآوری‌هایی تأثیر بزرگی بر ارتقای کیفیت زندگی مردم نمی‌گذارند.
به‌زعم عجم‌اوغلو، تغییرات فناورانه گرچه بهره‌وری صنعت را افزایش می‌دهند؛ اما آثار توزیعی چندانی بر درآمد افراد ندارند. حال آنکه اتوماسیون، آثار توزیعی چشم‌گیری بر درآمدها می‌گذارد، در حالی که بهره‌وری کل را چندان افزایش نمی‌دهد.

نابرابری درآمدی حاصل از اتوماسیون: دورنمایی تازه از تصویر کلی اقتصاد

انگاره‌ای فراگیر که درحال‌حاضر بر جامعه حکمفرماست، از نابودی کامل مشاغل با گسترش اتوماسیون حکایت می‌کند. برخی از پژوهشگران اما دیدگاه متفاوتی دارند و می‌گویند که با گسترش خودکارسازی، آن دسته از نیروهای کاری برخوردار از مدارک دانشگاهی و تحصیلات عالی با رشد درآمد مواجه می‌شوند و کارگران غیردانشی هم از مزیت‌های ابزارهای فناورانه بی‌نصیب نمی‌مانند.
نتایج برآمده از تحقیقات عجم‌اوغلو اما اندکی با یافته‌های پژوهشی پیشین متفاوت است و نشان می‌دهد که اتوماسیون، توان درآمدزایی کارگران کم‌مهارت را کاهش می‌دهد و به‌طور بالقوه، اثربخشی سیاست‌های حمایتی برای دفع پیامدهای مخرب خودکارسازی بر افت درآمد را خنثی می‌کند.
عجم‌اوغلو در پایان خاطرنشان می‌کند: «این یافته‌های بحث‌برانگیز نشان می‌دهند که اثرگذاری اتوماسیون بر شکاف درآمدی، بیش از آن چیزی است که پیش‌تر تصور می‌شد.»
البته او اضافه می‌کند که همچنان در تلاش است که دیگر عوامل موثر بر نابرابری درآمدی را شناسایی کند. گفتنی است که عجم‌اوغلو تصریح کرده که مطالعه او و همکارانش، تأثیر دیگر عوامل غیرفناورانه بر تعمیق شکاف درآمدی را به‌طور کامل حذف نکرده است.
علاوه‌براین، عوامل نهادی مختلف ازجمله قدرت چانه‌زنی نیروی کار بر روند به‌کارگیری اتوماسیون تأثیر می‌گذارند که نباید به‌سادگی از کنار آن‌ها عبور کرد.
اقتصاددانان فعال در حوزه کار می‌گویند که مطالعات عجم‌اوغلو، پای مبحث مهمی را به پیشینه تحقیقات در زمینه‌های اتوماسیون، کار و نابرابری باز کرده و بهتر است در آینده بیشتر حلاجی شوند.

نابرابری درآمدی در بررسی پاتریک کلاین از مقاله عجم‌اوغلو

«پاتریک کلاین» (Patrick Kline)، استاد اقتصاد در دانشگاه برکلی کالیفرنیا نیز در این همین راستا می‌گوید: «مقاله عجم‌اوغلو و همکارش، یک چارچوب نظری جدید و موشکافانه را برای درک آثار پیچیده بالقوه تغییرات فناورانه بر کل ساختار حقوق و دستمزد مطرح می‌کند.»
او می‌افزاید: «یافته‌های تجربی آن‌ها مبنی‌بر اینکه اتوماسیون، عامل غالبی در پراکندگی دستمزدها در ایالات متحده از ۱۹۸۰ به این سو بوده، بسیار جالب است. به‌نظر می‌رسد که این مطالعه، بار دیگر مسئله تأثیر نسبی تغییرات فناورانه و نهادهای کار در ایجاد نابرابری دستمزدها را به موضوع مناقشه‌برانگیز روز بدل کند.»
عجم‌اوغلو و همکارش در بخش پایانی مقاله خود، زمینه‌های متعددی را برای مطالعات آتی مطرح کرده‌اند. یکی از این زمینه‌ها می‌تواند بررسی واکنش بنگاه‌ها و نیروهای کار بر رشد اتوماسیون در بلندمدت باشد.
واکاوی آثار کمی فناوری‌های تاثیرگذار بر اشتغال‌زایی و مطالعه رقابت صنعتی میان دو دسته بنگاه؛ آن‌هایی که آغوش خود را به روی اتوماسیون گشوده‌اند و آن‌هایی که دست به چنین کاری نزده‌اند؛ ازجمله زمینه‌هایی هستند که می‌توانند در آینده در دستور کار مطالعاتی پژوهشگران قرار بگیرند.

به این مطلب امتیاز دهید

امتیاز خوانندگان: اولین نفر باشید
نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش تخصصی اقتصاد را در آکادمی کلینیک اقتصاد ادامه دهید.

ورود به آکادمی