سندرم های معاملاتی

سندرم های معاملاتی
سندرمهای معاملاتی چیست؟

سندروم مجموعهای از علائم یک بیماری است. در این مقاله معضلات اصلی که معاملهگران با عنوان سندرمهای معاملاتی با آنها مواجه هستند را بررسی کرده و همراه با راهکار هر کدام به چگونگی مواجهه با آنها پرداختهایم.
برای فعالیت پایدار و بهبود عملکرد پس از آموزش بورس یا آموزش فارکس (با توجه به بازاری که میخواهید در آن فعالیت کنید) لازم است تا با روانشناسی معاملهگری و خطاهای احتمالی که هر معاملهگری در طول دوران کاری خود با آنها مواجه میشود را بشناسید و بتوانید برای رفع آنها اقدامات لازم را انجام دهید.
ده سندرم معاملاتی رایج در یک نگاه
پیش از ورود به جزئیات، فهرست کوتاهی از سندرم های معاملاتی که در این مقاله بررسی میشوند. هر یک از این سندرم های معاملاتی نشانههای مشخص خود را دارد و با یک قاعدهٔ ساده قابل مهار است.
- سندرم کشتی نوح — افراط در متنوعسازی سبد
- سندرم خلبان — نپذیرفتن اشتباه و نداشتن حد ضرر
- سندرم فلج معاملاتی — تماشای افت سرمایه بدون واکنش
- سندرم تک سهم — تمرکز کل سرمایه روی یک دارایی
- سندرم پیچیدگی سیستم — انباشت اندیکاتور بدون استراتژی
- سندرم انتقام از بازار — معاملهٔ هیجانی برای جبران زیان
- سندرم کارمند بانک — مقایسهٔ همهچیز با سود بدون ریسک
- سندرم کاسب — سودِ خُرد و زودهنگام
- سندرم دورهگرد — پریدن مدام بین روشها
- سندرم بدهکار — معامله با سرمایهای که مال خودتان نیست
شناخت سندرم های معاملاتی از این جهت اهمیت دارد که بخش بزرگی از زیان معاملهگران نه از تحلیل غلط، بلکه از رفتار غلط میآید. تحلیل را میتوان آموخت؛ سندرم های معاملاتی را باید در خود شناسایی و مهار کرد.
سندرم کشتی نوح
نخستین مورد از سندرم های معاملاتی، افراط در متنوعسازی سبد است.
در بازارهای سرمایه ضربالمثل کلاسیک و معروفی وجود دارد: «تمام تخم مرغها را در یک سبد قرار ندهید.»
این عبارت در اصل به اهمیت داشتن سبد [1] و کاهش ریسک غیرسیستماتیک با متنوعسازی [2] که یکی از روشهای کنترل ریسک است اشاره میکند. اما افراط در انجام متنوعسازی و پیشروی از توزیع بهینه میتواند نتیجهی عکس و کاهش بازده سبد را به دنبال داشته باشد.
سرمایهگذاران تازه کار معمولا اینگونه میاندیشند که هر چقدر تعداد سهام بیشتری داشته باشند ریسک کمتری را تحمل میکنند.
پس اقدام به خریدهای کم حجم و پرتعداد سهام کرده و سبد سهام به کشتی نوح شباهت پیدا میکند. پروسهی تجزیهوتحلیل و رسیدگی به امور هر یک از این سهام زمان زیادی نیاز دارد. در این وضعیت، سرمایهگذار نمیتواند تسلط کافی بر پورتفوی خود داشته باشد و بعد از مدتی به دلیل عدم اتخاذ تصمیمات مناسب در زمان صحیح، بازده کم میشود. از طرف دیگر سرمایهگذارانی که پول کوچکی در اختیار دارند و تعداد سهام زیادی را میخرند کارمزد بیشتری میپردازند.
راهکار سندروم کشتی نوح
همیشه به خاطر داشته باشید مدیریت پورتفو با توجه به میزان سرمایه، متفاوت است. اگر فردی دو میلیون تومان سرمایه داشته باشد شاید روش بهینهتر برای او تک سهم شدن در عرضههای اولیه [3] باشد. اما طبیعتا فردی با سرمایه ۵۰۰ میلیون تومان نیاز به افزایش تعداد سهام برای توزیع ریسک [4] دارد. البته این تعداد نباید از یک مقدار بهینه بیشتر شود زیرا از نظر پایش مستمر اثر عکس میگذارند. بر اساس ریسکپذیری و میزان سرمایه خود باید رویکرد مناسب برای چینش سبد را انتخاب کنید.
پیدا کردن تعادل بهینه تعداد سهام در پورتفوی میتواند بر اساس معیارهایی شامل حجم سرمایه، ریسکپذیری و استراتژی معاملاتی تغییر کند.
سندرم خلبان
دومین الگو از سندرم های معاملاتی، نپذیرفتن اشتباه و نداشتن حد ضرر است.
در میان خلبانان یک جمله معروف وجود دارد: «پرواز و برخاستن از زمین اختیاری است، اما فرود اجباری است.» همین جمله در معاملات این افراد کمالگرایی به وجود میآورد. به این صورت که گمان میکنند اولین اشتباه لزوما آخرین اشتباه است. این افراد همیشه سعی در مقابله با خطا داشته و اعتقادی به پذیرش اشتباه و استفاده از حد ضرر ندارند.
افراد مبتلا به سندرم معاملاتی خلبان معتقدند اشتباه در معامله به هیچ وجه پذیرفتنی نیست. چراکه دیدگاهشان این است همانطور که در پرواز اگر اشتباهی رخ دهد میتواند منجر به سقوط شود؛ در بازار نیز اگر اشتباهی مرتکب شوند لزوما آخرین خطا خواهد بود.
مبتلایان به این سندرم از استاپ لاس [5] استفاده نمیکنند و اکثر اوقات سعی در جبران اشتباه با میانگینگیریهای متوالی و باقی ماندن بیش از حد لازم در موقعیت معاملاتی دارند. معاملهگر موفق کسی است که اشتباهش را بپذیرد نه آن که بر اشتباه خود پافشاری کند.
راهکار سندرم خلبان
این افراد باید قبول کنند زیان نیز یکی از اتفاقاتی است که در معاملات رخ میدهد و پذیرش آنها کار اشتباهی نیست، بلکه در مواقعی میتواند با محدودسازی آسیب احتمالی به سرمایه موجب سودآوری بیشتر شود. این سودآوری از طریق عدم پرداخت هزینه فرصت، جلوگیری از زیانهای مهلک و حفظ تعادل روانی معاملهگر بعد از پذیرش اشتباه میتواند حاصل شود. اگر حد زیانی برای اشتباهات خود نداشته باشید یعنی اختیار سرمایه خود را به زیانها سپردهاید. در صورتی که باید خلاف آن باشد و شما از حد ضرر مانند یک چتر نجات در معاملات باید استفاده کنید.
سندرم فلج معاملاتی
این الگو از سندرم های معاملاتی، معاملهگر را به تماشاگر منفعل زیان تبدیل میکند.
در بازار سهام معاملهگرانی هستند که سهمی را می خرند و پس از آن مات و مبهوت فقط افت قیمت و کاهش ارزش پورتفوی خود را نگاه میکنند. این معاملهگران در بازارهای نزولی ممکن است کاهش سرمایه تا ۵۰ درصد یا بیشتر را نیز تجربه کنند. باید این موضوع را مد نظر داشت که برای جبران ۵۰ درصد زیان نیاز به کسب ۱۰۰ درصد سود خواهد بود.
سندرم تک سهم
یکی از پرهزینهترین سندرم های معاملاتی برای سرمایهگذار خرد.
برخی از معاملهگران تازهکار عقیده دارند که اگر کل سرمایه خود را در یک سهم خاص سرمایهگذاری کنیم بازده بیشتری خواهند داشت. این رفتار و تصمیمگیری در معاملات خطرناک بوده و میتواند با توجه به عدم توزیع ریسک منجر به زیانهای سنگین شود.
اکنون این رفتار نادرست را صحیحتر بررسی میکنیم. فرض میکنیم که انتخاب سهم با روشهای تحلیل تکنیکال و فاندامنتال انجام شده است و تجزیهوتحلیلهای آن سهم شرایط مساعدی را نشان دادهاند. معاملهگر به این جمعبندی میرسد که خرید این سهم انتخاب درستی است.
این اطمینان خاطر باعث ایجاد اعتماد به نفس در معاملهگر میشود تا جایی که اقدام به تک سهم شدن میکند. تا اینجا همه چیز خوب است تا اینکه یک ریسک غیر سیستماتیک مانند اعتصاب، آتشسوزی یا هرگونه بلای طبیعی دیگر رخ می دهد. در این حالت برای معاملهگری که روی یک سهم امید به کسب بازده داشته مشکلات مهمی به وجود میآید.
راهکار سندرم تک سهم
بهتر است بیش از درصد مشخصی از سرمایه خود را در یک سهم سرمایهگذاری نکنید. این درصد مشخص برای هر سرمایهگذار با توجه به ریسکپذیری، هدف و افق سرمایهگذاری و … متفاوت است. شاید این قواعد در ابتدا باعث کند شدن و کاهش بازده شوند، اما در بلندمدت مانند چتر نجات در بازارهای نزولی به سرمایهگذاران کمک میکنند. باید دقت کرد اولویت هر سرمایهگذار ابتدا حفظ اصل سرمایه و پس از آن کسب سود است.
سندرم پیچیدگی سیستم
این مورد از سندرم های معاملاتی معمولاً در مرحلهٔ یادگیری شکل میگیرد.
معمولا معاملهگران نوپا به دنبال منابع مطالعاتی و کتابهای مرجع برای شروع معاملات میگردند. بیشتر تازهواردان علاقه شدیدی به یادگیری و استفاده از اندیکاتورها و اسیلاتورها دارند.
این افراد بعد از طی کردن دوران مطالعاتی در خود اعتماد به نفس معاملهگری را پیدا میکنند و از تعداد زیادی اندیکاتور و اسیلاتور و چارتهای مختلف استفاده میکنند. با گذشت هر چه بیشتر کلاف سردرگمی آنها در هم تنیدهتر میشود چراکه هیچگاه یک استراتژی معاملاتی مشخص را تدوین نکرده و همواره در حال تلاش برای بررسی سیستمهای جدید بودهاند.
راهکار سندرم پیچیدگی سیستم
نبوغ در سادگی است. هیچگاه با تعدد شاخههای فکری فراوان ، سیستم خود را پیچیده و غیرممکن در اجرا نکنید. یک استراتژی همراه با خطا که بهینه شود میتواند بهتر از داشتن تعداد زیادی سیستم معاملاتی بدون سبک شخصی و اصول مشخص باشد.
ابتدا باید ویژگیهای شخصیتی خود را بشناسید و سپس بر اساس این روحیات تشخیص دهید که به کدام دستهی زمانی در معاملهگری تعلق دارید. سپس شروع به یادگیری مباحث مرتبط با آن استراتژی معاملاتی کنید.
برای مثال سفتهبازان و معاملهگران کوتاهمدت با فراگیری تحلیل تکنیکال میتوانند در تشخیص ورود و خروجهای کوتاهمدت تشخیص بهتری داشته باشند.
همچنین سرمایهگذاران ارزش-مبنا با یادگیری تحلیل بنیادی و نظریههای نوین ارزشسنجی سهام در سرمایهگذاریهای خود بهتر عمل خواهند کرد.
سندرم انتقام از بازار
احساسیترین عضو خانوادهٔ سندرم های معاملاتی.
هنگامی که سهمی را خریداری میکنید اگر قیمت آن سهم رشد کند احساس لذت و اعتماد به نفس بیشتری به شما دست میدهد. اما اگر سهم وارد زیان شود امکان دارد دچار استرس و خشم شوید. حد ضرر سهم شما شکسته میشود اما آن را نمیفروشید و قیمت پیوسته کمتر میشود. سهم آن قدر ریزش میکند و درجا میزند که شما کلافه میشوید و سپس آن را میفروشید. سپس با رشد آن سهم برای انتقام از بازار به آن سهم برای جبران زیان قبلی در قیمتهای بالا مجدد وارد میشوید.
اما این بار نیز بازار روی بد خود را به شما نشان داده و سهم مجدد ریزش میکند و همان اتفاق قبلی تکرار میشود. اینجا دیگر هدف شما فقط کسب سود نیست بلکه جبران آن ضرر و رسیدن به اصل سرمایهتان است.
آیا این سندرم بر روی زندگی معامله گران تاثیر گذار است؟
معمولا معاملهگرانی تازهکاری که با ضرر مواجه میشوند نه تنها در بازارهای مالی بلکه در سایر بازارها نیز وقتی با یک شکست یا زیان بزرگ مواجه میشوند به جای کنترل و مدیریت بحران، با روشهای غیراصولی شرایط را بدتر میکنند. در زندگی ، خانواده و اطراف خود همواره افرادی را میتوانید مشاهده کنید که دچار یک زیان یا شکست شده و روشهای بر مبنای احساسات آنها نه تنها مشکلی را حل نکرده بلکه مشکلات بیشتری را نیز ایجاد کرده است.
راهکار سندرم انتقام از بازار
با بازار دوست باشید و با روند آن نجنگید. هر معاملهگر علاوه بر مدیریت سرمایه و نقدینگی باید به آرامش فکری خود نیز اهمیت دهد. وقتی شما در یک سهم دچار زیان میشوید آرامش روانی خود را امکان دارد از دست بدهید. اگر در سهم دوم نیز زیان متوالی داشته باشید این مسئله تشدید میشود. پس از هر شکست باید علت و چگونگی رخ دادن آن را بررسی و ثبت کنید.
در پاسخ به یک معاملهی زیانآور نباید با یک معاملهی احساسی و بدون پایبندی به استراتژی عمل کرد. بعد از هر اشتباه از انجام معاملات فوری برای جبران آن زیان خودداری کنید.
سندرم کارمند بانک
آخرین مورد از سندرم های معاملاتی کلاسیک، مقایسهٔ همهچیز با سود بدون ریسک بانکی است.
تابحال با یک کارمند بانک درباره مدل یک سرمایهگذاری و کسبوکار جدید صحبت کردهاید؟ اولین کاری که کارمند انجام میدهد مقایسهی مداوم سود آن کسبوکار با نرخ بهره ماهانهی دریافتی بدون ریسک از بانک است. برای مثال اگر به آنها بگویید رستورانی را می خواهم تاسیس کنم، پاسخ میدهند که سال اول که بیست درصد عقب هستید تا رستوران شناخته شود ولی در بانک برای سال اول بیست درصد بدون ریسک سود میکنید. همواره این دسته افراد همه چیز را با سود بدون ریسک بانکی مقایسه میکنند.
مقایسه با نرخ بهره بدون ریسک اشتباه نیست اما باید به پاداش احتمالی در قبال تحمل ریسک نیز توجه کرد.
راهکار سندرم کارمند بانک
افراد مبتلا به این سندرم باید در نظر بگیرند که مقایسه بازار بورس با بانک با افق زمانی ماهانه اشتباه است، چراکه این دو بازار از لحاظ ریسک و بازده با یکدیگر تفاوت دارند و به راحتی قابل مقایسه نیستند.

سندرم کاسب
یکی از پرتکرارترین سندرم های معاملاتی در بازار ایران، همین الگوی سودِ خُرد و زودهنگام است.
دومین مورد از سندرم های معاملاتی، نگاه کاسبکارانه و سودِ خُرد و زودهنگام است.
کاسب به مشتریان خود تخفیف می دهد اما زیر قیمت خرید خود نمی فروشد . شاید خیلی از شما روزانه با انواع کسبه در ارتباط باشید. نکته ای که قطعا همگی با آن روبرو شده اید این است که کاسب ها در مواقع چانه زدن مشتری و درخواست تخفیف معمولا فاکتور خرید جنس را به روئیت میرساند یا می گویند قیمت خرید خودم این مقدار میباشد. این یعنی حاشیه ذهن مشتری را به سمتی بیشتر از آن قیمت مورد نظر خود هدایت می کنند. دراین موقعیت مشتری می فهمد که زیر این قیمت معامله امکان پذیر نیست.
کاسب های محترم اگر در کسب و کار خودتان این گونه رویکردی دارید اصلا مشکلی ندارد چون آن قدر منتظر میمانند تا بالاخره در یک حراج قیمتی تمام اجناس به فروش می رسد بدون هیچ زیانی. اما اگر به سهام داخل سبد خودتان نیز دید کالا یا جنس را دارید بسیار اشتباه میکنید! اغلب با یک جمله بسیار غیر حرفه ای و عوامانه در بازار مواجه شده که می گویند :آن قدر سهم را نگه می داریم تا بالاخره به سود برسد(
سندرم معاملاتیکاسب). یعنی عملا فاکتور زمان را موجب افزایش نرخ می دانند که این در تمامی موارد کاربردی نیست. شاید سهمی با نسبت p/e پنج بتواند در صورت حفظ سودسازی در مدت پنج سال سودی به اندازه کل سرمایه تان بدهد. اما سهام زیادی در تاریخچه معاملات وجود دارند که از قله های خود به اندازه ای ریزش داشته که شاید قیمت فعلی آن ها بدون احتساب هیچ افزایش سرمایه ای کمتر از ده درصد قیمت قبل باشد. که عملا برای جبران و رشد به قیمت سابق باید ۹۰۰ درصد رشد داشته باشد.
راهکار سندرم کاسب
به اوراق سهام خود به چشم یک کالا ننگرید .زمان قرار نیست همه چیز را جبران کند. کالا و اجناس عملا با گذشت زمان و پدیده تورم بالاخره امکان دارد با نگه داری از لحاظ اسمی به سود برسند. اما در بازار بورس این مدلی نیست و حتی گذر زمان باعث زیان بیشتر نیز شده است. همواره سعی کنید با ابزارهایی مثل حد ضرر ، کنترل ریسک پورتفولیو و تشکیل سبد سهام ، شرایط را در نظر داشته باشید. همه چیز را به گذر زمان نسپارید…
سندرم دورهگرد
این مورد از سندرم های معاملاتی معمولاً پس از چند شکست پیاپی شکل میگیرد.
سومین مورد از سندرم های معاملاتی، پریدن مدام از یک روش به روش دیگر است.
دوره گرد کسی که هر روز برای کسب روزی همان روز خود به بازار می رود تا با فروش خنزر پنزر هایی روزی هامن روز را به دست آورد. چقدر این حالت در بازار سهام آشناست. همه معامله گرانی که هر روز در بازار معامله مینماید به ترید اعتیاد دارند و
سندرم معاملاتیدوره گرد دارند. حتی به قیمت کسب سود دو درصدی حاضرند حتی زیان ده درصدی هم بدهند. این دسته معامله گران احساس می کنند هر چه بیشتر در بازار معامله نمایند سود بیشتری کسب می کنند. اگر حتی یک روز معامله ای نکنند حس بدی دارند که امروز چه فرصت هایی را از دست دادم؟! عملا این نوع ترید کردن بسیار مورد تشویق کارگزاران آن ها قرار می گیرد به منظور پرداخت کارمزد بیشتر.
باز کردن یک معامله به قصد یک سود ناچیز دو یا سه درصدی عملا یک پارامتر مدیریت سرمایه ای به نام نسبت ریسک به پاداش را زیر پا می گذارد یعنی برای یک سود (پاداش) دو درصدی تحمل ریسک یک زیان ده درصدی را هم فرد مبتلا به سندرم دوره گرد می پذیرد.
راهکار سندرم دورهگرد
این را بدانید که تمام موقعیت ها و سودهای بازار برای یک معامله گر نیست . لازم نیست عجله کنید تا تمام معاملات را بگیرید. شما فقط کافی است موقعیت های مناسب تر را از سایر موقعیت های ریسکی تشخیص دهید.اگر صد معامله ی پنج درصد سود انجام دهید در مقایسه با پنج عدد معامله ی پنج درصد سود باز هم در انتها سرمایه شما همان پنج درصد رشد می کند نه بیشتر. با این تفاوت که هر چه تعداد معاملات بیشتر شود احتمال خطای انسانی بالا رفته و در حقیقت ریسک بیشتری دارد.
بزرگترین معامله گران شاید حتی در سال چهار بار بیشتر معامله باز نکنند و با همان چهار عدد معامله سود خود را کسب میکنند. نکته: این سندرم شامل سوپر اسکالپر ها نمی شود زیرا روش معاملاتی آنها مبتنی بر تعدد معاملات است.
سندرم بدهکار
خطرناکترین عضو خانوادهٔ سندرم های معاملاتی، چون خطای رفتاری را با اهرم مالی ترکیب میکند.
پنجمین مورد از سندرم های معاملاتی، معامله با سرمایهای است که متعلق به معاملهگر نیست.
افراد مبتلا به این
سندرم معاملاتیهمیشه گرفتار اعتبارات فریبنده ی کارگزاران و پول قرضی از سمت خانواده و دوستان می باشند. همین بدهی در معامله بالانس روانی معامله گر را به شدت تحت تاثیر خود قرار میدهد. متاسفانه بعضی سودها در بازار نه تنها مسموم هستند بلکه از زیان هم آثار مخرب تری دارند. به این شکل که در بازارهای صعودی فرد پس از چند معامله ی سود ده ،ا حساس طمع میکند. تا حدی که اقدام به افزایش حجم معاملات از طریق منابع استقراضی مانند اعتبارات و پول قرضی از نزدیکان مینماید.
دقیقا زمانی که جهت بازار عوض میشود ، این افراد مقداری از سودها و سرمایه هاشان را از میدهند.
بالانس روانی معامله گران به شدت تضعیف گشته و شروع به معاملات پر ریسک و حساسی میکنند. دراین مواقع معامله گر بسیار شکننده خواهد بود.
راهکار سندرم بدهکار
همیشه به نحوی معامله کنید که هیچ سودی شما را بیش از حد خوشحال ، و هیچ زیانی شما را بیش از حد ناراحت نکند. به خاطز داشته باشید که سرمایه اصلی شما پول نیست. بلکه استراتژی و بالانس روانی معاملات شماست که منجر به خلق یک روند سود ساز مداوم می شود. بدهی دقیقا همان چیزی است که شما را از تصمیم گیری های منطقی دور میکند. وجود معاملات اعتباری تنها در صورتی مفید است که شما یک معامله گر منطقی و مسولیت پذیر باشید که البته این حس نباید دروغی باشد.
یک ضرب المثل خارجی در این زمینه وجود دارد : “بردگان دنیای امروز ، در زنجیرها اسیر نیستند ؛ در بدهی هایشان اسیرند”
منابع
بیشتر بخوانید: ریسک نقدینگی

جمعبندی: چگونه سندرم های معاملاتی را مهار کنیم؟
هیچکدام از این الگوها با «تصمیم گرفتن برای بهتر بودن» درمان نمیشوند. راه مهار سندرم های معاملاتی قاعدهگذاری است: حد ضرر از پیش تعیینشده، سقف ریسک هر معامله، ژورنال معاملاتی و بازبینی دورهای عملکرد.
شناخت سندرم های معاملاتی نیمی از راه است؛ نیم دیگر، اجرای منظم قواعدی است که جلوی تکرارشان را میگیرد.
پرسشهای پرتکرار دربارهٔ سندرم های معاملاتی
سندرم های معاملاتی دقیقاً چه هستند؟
مجموعهای از سوگیریها و عادتهای رفتاری تکرارشونده در معاملهگری که به زیانهای پیوسته منجر میشوند؛ مانند سندرم خلبان، سندرم کاسب و سندرم دورهگرد.
کدام یک از سندرم های معاملاتی خطرناکتر است؟
خطرناکترین مورد آن است که معاملهگر آن را نشناسد. با این حال، در میان سندرم های معاملاتی، سندرم بدهکار بیشترین آسیب را میزند.
آیا سندرم های معاملاتی فقط مخصوص تازهکارهاست؟
خیر. معاملهگران باتجربه نیز گرفتار سندرم های معاملاتی میشوند؛ تفاوت در این است که آنها زودتر متوجه میشوند.
چرا شناخت این سندرمها مهم است؟
چون بخش بزرگی از زیان از رفتار غلط میآید. شناخت سندرم های معاملاتی اولین قدم برای جدا کردن خطای تحلیلی از خطای رفتاری است.
ژورنال معاملاتی چه کمکی میکند؟
ثبت دلیل ورود و خروج هر معامله باعث میشود الگوهای تکرارشوندهٔ سندرم های معاملاتی دیده شوند.
خواندنیهای مرتبط
به این مطلب امتیاز دهید
تولید محتوا

مقالات منتشرشده در کلینیک اقتصاد توسط تیمی از نویسندگان، پژوهشگران و تحلیلگران بازارهای مالی تهیه و بازبینی میشود. هر نویسنده در حوزه تخصصی خود فعالیت میکند و مسئولیت علمی مطالب منتشرشده را بر عهده دارد.
















