سیاست‌گذاری پولی

کاهش نرخ سود بانکی بی‌فایده است

کاهش نرخ سود بانکی

گفت‌وگوی دکتر علی سعدوندی با ایبنا

دکتر سعدوندی استاد اقتصاد کلان و بانکداری معتقد است نرخ بهره واقعی [1] که بانک‌ها پرداخت می‌کنند به شدت منفی است و اینکه دو درصد دیگر هم این نرخ کاهش یابد، تاثیر مثبتی بر بازار سرمایه نخواهد داشت.
دکتر علی سعدوندی پیرامون وضعیت نزولی و منفی بازار سرمایه در ماه‌های اخیر گفت: یکی از دلایل مهمی که بازار منفی شده است، اظهار نظرهای برخی افراد در دولت در خصوص نرخ ارز و سخن از کاهش نرخ به ۱۵ و ۱۴ هزار تومان بود که باعث ایجاد تشکیک در روند بازار سرمایه شد.

کاهش نرخ سود بانکی و پیشنهادهای احساسی فعالان

این کارشناس اقتصادی همچنین گفتند: متاسفانه وضعیت بازار سرمایه یک وضعیت احساسی و واکنشی شده است که بعضی از فعالان بازار سرمایه زیان کردند و دچار موج‌های احساسی شدند و در نهایت پیشنهادهایی می‌دهند که موثر نخواهد بود. تقریبا تمام پیشنهادهایی که فعالان بازار سرمایه دادند، دیر یا زود اجرا خواهد شد. مثلا دامنه نوسان نامتقارنی که فعالان بازار مطرح کردند، توسط شورای عالی بورس تصویب و اجرا شد، یا کم کردن حجم مبنا که در اختیار سازمان بورس قرار گرفت.
این‌ها یک سری توصیه‌های احساسی است که در عمل اولا موثر نیست و دوما در اغلب موارد به ضرر بازار سرمایه است. یعنی اگر واقعا فعالان بازار سرمایه درصدد اصلاح وضعیت بازار و سرمایه‌گذاری خود هستند، مانند یک بیماری که باید به پزشک مراجعه کند، اینها هم باید به کارشناس مراجعه نمایند. نه اینکه به صرف اینکه دو روز است سهام خریده‌اند، توصیه‌هایی کنند و روی آن تاکید نمایند و موج اجتماعی راه بیاندازند که در نهایت به ضرر خود و بازار سرمایه تمام خواهد شد.

گرانی بازار سرمایه

دکتر سعدوندی در ادامه گفت: الان هنوز بازار سرمایه نسبتا گران است. در حقیقت شرکت‌های بزرگ ارزان ولی شرکت‌های کوچک گران‌اند. برداشتم این است که اگر نصف بازار بورس و فرابورس را در نظر داشته باشیم، هنوز نسبت P/E زیادی دارند و باید اصلاح رخ دهد و یا اینکه باید منتظر بمانیم تا این موج تورمی که متاسفانه ایجاد شده، باعث شود که در بازار سرمایه تاثیر مثبت بگذارد. زیرا بازار سرمایه دوست‌دار تورم است، هرچند برای کل جامعه متاسفانه زیان‌بار خواهد بود.

اهمیت تحلیل با نرخ بهره واقعی

این کارشناس اقتصادی در قسمتی دیگر از صحبت‌هایش با خبرنگار ایبِنا تاکید کرد: نکته بعدی این است که تعدادی از فعالان بازار در مورد ریشه بحران، در اشتباه هستند؛ زیرا این عزیزان علم اقتصاد نمی‌دانند و اطلاعی ندارند که تحلیل نرخ بهره بر اساس نرخ بهره واقعی صورت می‌گیرد نه نرخ بهره اسمی.
وی بیان کرد: در سال‌های ۹۵ و ۹۶ نرخ بهره واقعی مساوی با مثبت ده درصد بوده است. یعنی نرخ سود سپرده‌ای که پرداخت شده بین ۱۸ تا ۲۳ درصد ولی نرخ تورم حدود ۸ تا ۱۰ درصد بوده است. همچنین در آن زمان نرخ تورم نقطه به نقطه تولید را اگر در نظر داشته باشیم، بسیاری از ماه‌های سال ۹۶، منفی بوده است. در آن شرایط چون نرخ بهره [2] بسیار زیاد بود، نظام بانکی رفیق بازار سرمایه خود را نشان می‌داد. و چون حجم معاملات کم بود، اگر در آن زمان اوراقی به فروش می‌رفت، خیلی به ضرر بازار سرمایه بود اما الان آنقدر حجم بازار سرمایه بزرگ شده که به هیچ عنوان معاملات اوراق نسبت به اندازه بازار به حساب نمی‌آید.

کاهش نرخ سود: بی‌فایده

وی افزود: بورسی‌ها می‌گویند در حال حاضر نرخ سود سپرده بانکی بالا است، در حالی که نرخ سود بانکی را ۱۵ تا ۲۰ درصد هم اگر در نظر داشته باشیم، نرخ تورم انتظاری [3] حداقل ۳۰ درصد است. بنابراین نرخ بهره واقعی که بانک‌ها پرداخت کرده اند به شدت منفیست. اینکه دو درصد دیگر هم این نرخ کم شود، چه تاثیر مثبتی بر بازار می‌گذارد؟ سهامدار انتظار دارد سپرده‌گذار جایگاه امن سرمایه خود را رها کند و در بازار پرریسکی که در حال بازدهی منفیست، سرمایه‌گذاری کند؟

دکتر سعدوندی در پایان گفت: اگر هردو اتفاق یعنی شکل‌گیری نظام تک‌نرخی ارز و تفکیک بودجه ارزی از ریالی به طور همزمان شکل بگیرد، ثمرات آن برای اقتصاد ایران باورنکردنی خواهد بود؛ در این صورت هم شاهد رشد اقتصادی هستیم و هم نرخ تورم به سرعت کاهش پیدا می‌کند و در نهایت نرخ ارز به ثبات واقعی می‌رسد.

کاهش نرخ سود و ایجاد موج تورمی

دکتر سعدوندی اشاره کرد: بنابراین این ها یک نوع استدلال‌های باطلی هستند که ناشی از عدم تجربه،  عدم علم و شناخت است و متاسفانه ضربات شدید به اقتصاد کشور می‌زند. زیرا در نهایت ممکن است به ظاهر به‌صورت اسمی یک سال تا یک سال و نیم دیگر به نفع بازار سرمایه شود. چون کاهش نرخ بهره باعث ایجاد موج تورمی خواهد شد و این موج تورمی در نهایت به بازار سرمایه هم می‌رسد، منتهی اشکال اینجاست که فعالان بازار سرمایه از موج تورمی جا می‌مانند. یعنی همین توصیه‌شان هم در بلندمدت به نفعشان نیست. پس بنابراین یک راه باطلی است که نه به خود فرد سود می‌دهد و نه به اقتصاد کشور.

به این مطلب امتیاز دهید

امتیاز خوانندگان: اولین نفر باشید
نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش تخصصی اقتصاد را در آکادمی کلینیک اقتصاد ادامه دهید.

ورود به آکادمی