بیماری هلندی، انحصار و سرمایهداری رفاقتی: ریشههای ساختاری اقتصاد ایران

چرا رفع تحریم بهتنهایی اقتصاد ایران را درمان نمیکند؟ دکتر علی سعدوندی در پنج گفتوگو میان خرداد ۱۳۹۹ و اسفند ۱۳۹۹ — با اقتصادآنلاین، صمت، تابناک و برنامهٔ پایش — به این پرسش از سه زاویه پاسخ داد: بیماری هلندی، انحصار، و سرمایهداری رفاقتی. این مقاله آن گفتوگوها را در یک روایت جمع میکند.
تحریم مهم است، ولی مسئلهٔ اصلی نیست
گفتوگوی بهمن ۱۳۹۹ با تابناک با یک پذیرش آغاز شد: تحریم آثار منفیِ بسیاری بر اقتصاد ایران دارد و رفعش چهرهٔ بهتری از اقتصاد نشان میدهد. ولی بلافاصله هشدار آمد: رفع تحریم بهتنهایی مشکلات را حل نمیکند، چون اقتصاد ایران مشکلاتِ ساختاری دارد که برخی پنج دهه است ادامه دارند. و نکتهای ظریفتر: گاهی تحریم برعکس عمل میکند، چون جلوی یکی از همین مشکلات ساختاری — ارزپاشی — را میگیرد.
بیماری هلندی: وقتی درآمد بیشتر آسیب میزند
سازوکاری که در هر پنج گفتوگو تکرار میشود «بیماری هلندی» یا صنعتزدایی است. کشوری ثروت ملیاش را صادر میکند و ارزِ حاصل را به اقتصاد تزریق میکند. نرخ ارز به زیر قیمت واقعیاش میرسد؛ کالای وارداتی ارزان میشود و تولید داخلی رقابتپذیریاش را از دست میدهد. هدفِ ارزپاشی رشد تولید و رفاه و کاهش فقر بود؛ نتیجهاش صنعتزدایی شد.
گفتوگوی اسفند ۱۳۹۹ با برنامهٔ پایش این سازوکار را با یک مثال تاریخی ملموس کرد. در دههٔ ۱۳۴۰ ایران برندهایی ساخت که بازار داخلی و منطقه را گرفته بودند: ارج، آزمایش، و بعدتر بوتان. از ابتدای همان دهه درآمد نفتی بالا رفت — و تعبیرِ بهکاررفته این بود: «متأسفانه». افزایش درآمد معمولاً به نفع توسعه است؛ ولی وقتی بهشکل ارزِ ارزان به اقتصاد برسد، پرداختِ یارانه به کالای خارجی است و تولیدکنندهٔ داخلی را حذف میکند.
نرخ ارزِ بالای تعادل: فرصتی برای درمان
گفتوگوی آبان ۱۳۹۹ با صمت، پس از انتخابات آمریکا و افت نرخ دلار، نتیجهای را مطرح کرد که با واکنش عمومی فرق داشت. تخمینِ آنروز برای قیمت واقعی و بلندمدت ارز بین ۱۸ تا ۲۲ هزار تومان بود، و قیمت بازار حتی پس از افت بالاتر از آن بود. اگر صادرکننده، واردکننده و تولیدکننده باور کنند که نرخ ارز بالاتر از تعادل است، بیماری هلندی — که پنجاه سال گریبانگیر اقتصاد بوده و تورم و صنعتزدایی ساخته — تا حدی جبران میشود. یعنی آنچه برای مصرفکننده گرانی است، برای تولید درمان است.
انحصار، نه احتکار
در خرداد ۱۳۹۹، وقتی افزایش قیمتها به احتکار نسبت داده میشد، گفتوگو با اقتصادآنلاین تمایزی مهم گذاشت: احتکار علتِ گرانی نیست، نشانهٔ نابسامانی است. بخش عمدهٔ گرانیها در ایران از موقعیتهای انحصاری میآید. ممکن است انحصارگر احتکار هم بکند، ولی ریشه انحصار است. نقدِ آنروز به نهادِ متولی هم صریح بود: وزارتخانهای که خود از انحصار محافظت میکند، انگشت اتهام را به سوی مردم میگیرد.
سرمایهداری رفاقتی، یا «سرمایهخواری»
گفتوگوی بهمن ۱۳۹۹ با برنامهٔ پایش نامی برای این الگو گذاشت. پرسش این بود که آیا انحصارزدایی از چند شغلِ مشخص میتواند اشتغال و اقتصاد را بهبود دهد؛ پاسخ مثبت بود، با توضیحی دربارهٔ الگوی کلی. آنچه اقتصاد ایران اجرا میکند در ادبیات جهانی «Crony Capitalism» یا سرمایهداری رفاقتی نام دارد — و ترجمهای که پیشنهاد شد «سرمایهخواری» بود.
سرمایهداری رفاقتی دنبال رشد و توسعه نیست؛ دنبال محیطی است که هر گروه سهمش را از رانتِ موجود بگیرد. در کشورهای پیشرفته، عمل به این الگو غیرقانونی است. مجوزها و انحصارها ابزارِ این الگو هستند: ورود به یک شغل یا بازار را محدود میکنند و رانتِ آن محدودیت را به دارندهٔ مجوز میدهند.
سه ریشه، یک منطق
- بیماری هلندی — ارزِ ارزان، کالای خارجی را به تولید داخلی ترجیح میدهد.
- انحصار — محدودیتِ ورود، قیمت را بالا نگه میدارد و احتکار نشانهاش است نه علتش.
- سرمایهداری رفاقتی — توزیعِ رانت جای رشد را میگیرد.
منطقِ مشترکِ هر سه این است که قیمتی ساختگی — ارزِ ارزان، مجوزِ محدود، دسترسیِ ویژه — رانتی میسازد که به گروهی کوچک میرسد و هزینهاش را تولید و مصرفکننده میپردازند. به همین دلیل رفع تحریم بهتنهایی کافی نیست: این سه در دورهٔ بدون تحریم هم فعال بودند.
نقدِ سیاست ارزی — ارز ۴۲۰۰ تومانی — در مرور سیاست ارزی آمده است.
ویدئوهای این مرور
۳ گفتوگوی ویدئویی که این مرور از آنها ساخته شده است.












