طولانیترین دوره شکست سیاستهای ارزی تاریخ بشر در ایران

طولانیترین دوره شکست سیاستهای ارزی تاریخ بشر، در ایران
علی سعدوندی در گفتوگو با «توسعه ایرانی» در رابطه با سیساتهای ارزی کشور
به پیشواز رفتن شرایط سخت با حذف نیما
با توجه به اینکه تقریبا به سطح فروش نفت قبل از تحریمها بازگشتهایم، طبیعی است که تاحدی ذخایر ارزی داشته باشیم و فعلا ذخایر ارزی وضعیت بهتری داشته باشند. فعلا تاحدی ارز وجود دارد، اما مشخص نیست که بانک مرکزی برای شرایط طوفانی در اقتصاد آماده است یا خیر؟ به هر حال، حذف ارز نیما به این معنی است که احتمالا به پیشواز شرایط سخت میرویم و این سیاست درستی بود که اتخاذ شد.
اگر تحریمها سخت شود، ممکن است چین از ما نفت کمتری بخرد یا اصلا نخرد یا اینکه در جریان کشتیرانی مشکلاتی رخ دهد و اگر شاهد این اتفاقات باشیم، صادرات نفت ایران کاهش پیدا میکند.
فقط منابع ارزی را هدر دادهایم
اما مسئله اصلی ما درآمد نفتی نیست بلکه مسئله اصلی هزینهکرد ارزی است. ما معمولا این ارز را در بازار تزریق میکنیم و این سیاستی است که بانک مرکزی دارد که صرف پرداخت سوبسید برای فرار سرمایه میشود.
ما میتوانستیم بهترین و پیشرفتهترین زیرساختهای دنیا را در کشور داشته باشیم؛ نه با درآمد ارزی مثل قبل از انقلاب بلکه با درآمد ارزی ۲۰ سال گذشته هم میتوانستیم بهترین شرایط زیرساختی را در تاریخ ایران داشته باشیم؛ اما از ارز برای واردات در جهت تخریب تولید ملی و برای پرداخت سوبسید به فرار سرمایه استفاده کردیم به صورتی که هر کس از ایران فرار کرده به نفعش تمام شده است.
بانک مرکزی باید بپذیرد مسئول سیاست پولی کشور است و در بازار ریال قدرت دارد اما قدرتی در بازار ارز ندارد. وقتی اهداف بانک مرکزی دوگانه درنظر گرفته میشود شکست میخورد، همانطور که ما واقعا طولانیترین دوره شکست سیاستهای ارزی را در تاریخ بشر داشتیم زیرا 45 سال است که بانک مرکزی ادعایی میکند که در آن ناموفق بوده است.
ارز نباید در اختیار بانک مرکزی قرار بگیرد
درباره شیوههای اصلاح نظام ارزی ایران، اولین کاری که باید انجام شود تفکیک بودجه ارزی از ریالی است.
این ارز را نباید در اختیار بانک مرکزی قرار دهند زیرا بانک مرکزی ثابت کرده است که نهاد صالحی برای سیاستگذاری ارزی نیست و منابع ارزی کشور را صرف فرار سرمایه میکند. باید ارز حاصل از فروش ثروت در اختیار یک نهاد توسعهای قرار بگیرد و بهتر است این نهاد زیر نظر دولت فعالیت کند و این ارز صرف زیرساختها شود.
اگر این اتفاق بیافتد، یک نوع کمبود در منابع ریالی پیش میآید و باید آن را از طریق ایجاد درآمدهای ریالی مناسب جبران کرد.
مثلا اگر اجازه واردات خودرو داده شود بخشی از این کسری ریالی پوشش داده میشود و یا اگر مولدسازی داراییهای دولت به درستی صورت بگیرد، بخش عمدهای از کسری بودجه پوشش مییابد و تا حدود ۵ تا ۶ درصد هم میتوان کسری بودجه را از محل فروش اوراق جبران کرد. اگر این اتفاقات بیافتد دیگر مشکلی در زمینه تفکیک بودجه ارزی از ریالی نداریم.
بانک مرکزی باید بپذیرد در بازار ارز قدرتی ندارد
درباره دیگر راههای اصلاح نظام ارزی، بانک مرکزی هم باید بپذیرد مسئول سیاست پولی کشور است و قدرتی در بازار ارز ندارد اما در بازار ریال قدرت دارد. وقتی اهداف بانک مرکزی دوگانه درنظر گرفته میشود شکست میخورد، همانطور که ما واقعا طولانیترین دوره شکست سیاستهای ارزی را در تاریخ بشر داشتیم زیرا 45سال است که بانک مرکزی ادعایی میکند که در آن ناموفق بوده است.
بانک مرکزی باید روی سیاست پولی تمرکز کند و اجازه بدهد ارز بازار آزاد به صورت شناور و تکنرخی قیمتگذاری شود منتهی چون بانک مرکزی در جهت سیاستگذاری پولی تقویت میشود لاجرم نرخ ارز هم، مانند کشورهای دیگر، در بازار آزاد به ثبات خیلی خوبی خواهد رسید. کشورهایی در حاشیه خلیجفارس هستند که نرخ ارز آنها چند دهه است ثابت مانده، زیرا به اصول علمی عمل میکنند و منکر اصول علم و تجربه بشری نمیشوند.
برای آشنایی با مفاهیم تورم، تولید ناخالص داخلی (GDP)، اشتغال و نرخ بیکاری، منحنی فیلیپس، مدل ماندل-فلیمینگ، رژیمهای نرخ بهره، بدهی دولت و کسری بودجه با کلیک روی دکمه زیر از ۱۰% تخفیف بیشتر برای ثبتنام استفاده کنید.
دیدگاهتان را بنویسید