یادگیری مدیریت ریسک مالی به شما کمک میکند تا منابع ریسک را شناسایی کرده، ریسک را اندازهگیری کنید و برای مواجهه با آن برنامهریزی لازم را انجام دهید.
همچنین با فراگیری مباحث دوره مدیریت ریسک مالی شما میتوانید تصمیمات آگاهانهتر درباره سرمایهگذاریهای خود بگیرید و ارزیابی بهتری درباره نسبت ریسک به پاداش برای بهبود آن داشته باشید.

یادگیری مدیریت ریسک مالی به شما کمک میکند تا منابع ریسک را شناسایی کنید، ریسک را اندازهگیری کنید و برای مواجهه با آن برنامهریزی لازم را انجام دهید.
همچنین با فراگیری مباحث دوره مدیریت ریسک مالی شما میتوانید تصمیمات آگاهانهتر درباره سرمایهگذاریهای خود بگیرید و ارزیابی بهتری از نسبت ریسک و پاداش برای بهبود آن داشته باشید.
به حداقل رساندن آثار منفی ریسکها در امور مالی و غیرمالی و احتمال افزایش سوددهی از دیگر دلایل شرکت در دوره مدیریت ریسک مالی است.

یادگیری مدیریت ریسک مالی به شما کمک میکند تا منابع ریسک را شناسایی کنید، ریسک را اندازهگیری کنید و برای مواجهه با آن برنامهریزی لازم را انجام دهید.
همچنین با فراگیری مباحث دوره مدیریت ریسک مالی شما میتوانید تصمیمات آگاهانهتر درباره سرمایهگذاریهای خود بگیرید و ارزیابی بهتری از نسبت ریسک و پاداش برای بهبود آن داشته باشید.
به حداقل رساندن آثار منفی ریسکها در امور مالی و غیرمالی و احتمال افزایش سوددهی از دیگر دلایل شرکت در دوره مدیریت ریسک مالی است.

اصطلاح ابزار مشتقه به نوعی از قرارداد مالی که ارزش آن به یک دارایی پایه، گروهی از داراییها یا یک شاخص وابسته است اشاره دارد. ابزار مشتقه بین دو یا چند طرف استفاده میشود که در بورس یا بازارهای خارج از بورس (OTC) میتوانند آن را معامله کنند.
از این قراردادها میتوان برای معامله هر تعداد دارایی که ریسکهای مربوط به خود را دارند، استفاده کرد. قیمت مشتقات مالی از نوسانات دارایی پایه مشتق میشود. این اوراق بهادار مالی معمولاً برای دسترسی به بازارهای مشخص استفاده میشود و ممکن است برای پوشش ریسک معامله شود.

اختیارات خرید قراردادهای مالی هستند که به خریدار این قراردادها حق خرید سهام، اوراق قرضه، کالا یا سایر داراییها یا ابزارها را با قیمتی مشخص در یک بازهی زمانی خاص میدهند، با این حال تعهدی ایجاد نمیکنند. به این سهام، اوراق قرضه یا کالاها، دارایی زیرین یا دارایی پایه میگویند. خریدار این اختیار زمانی سود میبرد که دارایی پایه افزایش قیمت داشته باشد.
در نقطهی مقابل اختیار خرید، اختیار فروش قرار میگیرد که به دارنده، حق فروش دارایی پایه را به قیمتی مشخص در طول مدت قرارداد تا تاریخ انقضا و یا در خود تاریخ انقضا میدهد.

اختیار فروش (یا «قرارداد اختیار فروش») قراردادی است که به خریدار اختیار این حق اما نه تعهد را میدهد که مقادیر مشخصی از یک اوراق بهادار پایه را با قیمتی مشخص در یک بازه زمانی مشخص بفروشد. این قیمت از پیش تعیینشده که در آن خریدار اختیار فروش میتواند اوراق بهادار پایه را بفروشد، قیمت اعمال نامیده میشود.
قراردادهای اختیار فروش بر روی داراییهای پایه مختلفی شامل سهام، ارزها، اوراق قرضه، کالاها، آتیها و شاخصها معامله میشوند. اختیار معامله فروش میتواند در مقابل اختیار خرید قرار بگیرد که به دارنده حق خرید اوراق بهادار پایه با قیمتی مشخص، در تاریخ انقضای قرارداد اختیار خرید یا قبل از آن را میدهد.

قراردادهای اختیار معامله مشتقات مالی هستند که به دارندگان این حق و نه الزام را میدهند که زمانی در آینده، برخی اوراق بهادار پایه را با قیمت از پیش تعیین شده بخرند یا بفروشند. این قیمت به عنوان قیمت اعمال اختیار (یا قیمت اجرا) شناخته میشود. برای قراردادهای اختیار خرید، قیمت اعمال قیمتی است که دارنده اختیار میتواند اوراق بهادار را خریداری کند؛ برای قراردادهای اختیار فروش، قیمت اعمال قیمتی است که اوراق بهادار میتواند در آن فروخته شود.

یک اختیار آمریکایی که به سبک آمریکایی نیز معروف است، نوعی از قرارداد اختیار معامله است که به دارندگان اجازه میدهد آن را تا قبل از روز انقضا و همچنین در روز انقضا اعمال کنند. اختیار معامله آمریکایی در تضاد با نوع دیگری از قراردادهای اختیار به نام اختیار اروپایی است که امکان اعمال را فقط در روز انقضا میدهد.
یک اختیار معامله به سبک آمریکایی به سرمایهگذاران این امکان را میدهد به محض تغییر قیمت سهام به طور مطلوب و همچنین پس از گزارشهای تقسیم سود کسب سود کنند.

اختیار اروپایی یکی از انواع اختیار معاملات است که اعمال را به روز انقضا محدود میکند. به عبارت دیگر، اگر اوراق بهادار پایه مانند سهام تغییر قیمت داشته باشد، سرمایهگذار نمیتواند زودتر از موعد اختیارش را اعمال کند و سهم را بخرد یا بفروشد، بلکه اعمال اختیار خرید یا اختیار فروش تنها در تاریخ سررسید اختیار قابل اجرا است.

با افزایش سن افراد معمولاً با ریسکهای سلامت بیشتری مواجه میشوند. برای مدیریت ریسکهای خالص (ریسکهای فارغ از جنبه مثبت) به فرایند شناسایی، ارزیابی و غلبه بر این ریسکها نیاز است. این یک راهبرد دفاعی آماده شدن برای اتفاقات غیرمنتظره است.

کنترل ریسک مجموعه روشهایی است که به وسیلهی آنها شرکتها زیانهای احتمالی را ارزیابی و برای کاهش یا حذف چنین تهدیداتی اقدام میکنند. کنترل ریسک تکنیکی است که از یافتههای ارزیابی ریسک شامل شناسایی عوامل ریسک بالقوه در عملیات شرکت، مانند جنبههای فنی و غیرفنی کسبوکار، سیاستهای مالی و سایر مسائلی که ممکن است بر سلامت شرکت تأثیر بگذارند، استفاده میکند.

مدیریت ریسک مالی شامل شناسایی، تجزیهوتحلیل و پذیرش یا کاهش نااطمینانیها در تصمیمات سرمایهگذاری است. به بیان ساده، مدیریت ریسک مالی فرایند نظارت و تعامل با ریسکهای مالی مرتبط با سرمایهگذاری است. مدیریت ریسک مالی اساساً زمانی اتفاق میافتد که یک سرمایهگذار یا مدیر صندوق در پی تجزیهوتحلیل و تلاش بهمنظور تعیین میزان احتمال ضرر در یک سرمایهگذاری، مانند رخدادن کژمنشی برای رسیدن به اهداف و رعایت آستانه ریسک خود اقدام مناسب را انجام دهد.

گاهی بهترین کاری که یک شرکت میتواند انجام بدهد این است که ریسکهای احتمالی را پیشبینی کند، تاثیر احتمالی آنها بر کسبوکار شرکت را ارزیابی کند، و با برنامهای برای واکنش نشان دادن به عواقب این ریسک آماده باشد.
ریسک های مالی یک شرکت را میتوان به روشهای مختلفی دستهبندی کرد. یک روش این است که ریسک های مالی را به چهار دسته کلی تقسیم کنیم: ریسک بازار، ریسک اعتباری، ریسک نقدینگی و ریسک عملیاتی.

مدرک FRM موسسه GARP برای کارشناسان ریسک مالی که در بازارهای مالی فعالیت میکنند به عنوان گواهینامه برتر در سطح جهانی شناخته می شود. برای اخذ گواهینامه FRM، داوطلبان باید دو آزمون سختگیرانه را پشت سر بگذارند و همچنین دو سال در حوزه مدیریت ریسک اشتغال داشته باشند.
حائزان مدرک FRM دارای دانش تخصصی در ارزیابی ریسک هستند و معمولاً برای بانکهای بزرگ، شرکتهای بیمه، شرکتهای حسابداری، سازمانهای تنظیمگر و شرکتهای مدیریت دارایی کار میکنند.

ریسک نقدینگی یعنی اینکه یک فرد یا شرکت پول کافی برای رسیدگی به تعهدات مالی (پرداخت بدهیها) خود را در زمان مقرر نداشته باشد. به سهولت تبدیل یک دارایی به وجه نقد بدون تاثیر منفی بر قیمت بازار آن نقدپذیری میگویند، این ریسک زمانی افزایش پیدا میکند که شرکت نتواند سرمایهگذاری خود را در ازای وجه نقد برای پرداخت بدهیهایش با سرعت مناسب بخرد یا بفروشد.

ریسک نرخ ارز، که عموما به نام ریسک نرخ مبادله ارز هم شناخته میشود، ناشی از تغییر در قیمت یک ارز نسبت به ارز دیگر است. سرمایهگذاران یا شرکتهایی که داراییها یا عملیات تجاری فرامرزی دارند، در معرض ریسک نرخ ارز هستند که ممکن است برای آنها سود یا ضرر پیشبینینشده ایجاد کند.
بسیاری از سرمایهگذاران نهادی، مانند صندوقهای پوشش ریسک، صندوقهای سرمایهگذاری مشترک و همچنین شرکتهای چند ملیتی، از فارکس، آتیها، قراردادهای اختیار معامله یا سایر مشتقات برای پوشش ریسک استفاده میکنند.

ریسک اعتباری، به معنی احتمال ضرر مالی به دلیل ناتوانی قرضگیرنده در بازپرداخت بدهیاش است. اساسا، ریسک اعتباری به احتمال اینکه وامدهنده نتواند اصل و فرع قرضِ دادهشده را بگیرد، که منجر به ایجاد اختلال در جریان وجه نقد و افزایش هزینه وصول مطالبات میشود، اشاره دارد. قرضدهندگان میتوانند با تحلیل عوامل ارزش اعتباری قرضگیرنده، مانند حجم فعلی بدهی و درآمد آنها، ریسک اعتباری را کاهش دهند.

وضعیت سربهسر (At the Money) موقعیتی است که در آن قیمت اعمال با قیمت بازار فعلی اوراق بهادار پایه یکسان است. ضریب دلتای اختیار ATM معادل ۰.۵± است که برای اختیار خرید مثبت و برای اختیار فروش منفی است.

وضعیت «در زیان» (OTM) اصطلاحی است که برای توصیف آن دسته از قراردادهای اختیار بهکار میرود که تنها ارزش بیرونی (زمانی) دارند. این نوع اختیارات ضریب دلتای کمتر از ۰.۵ دارند.
قیمت اعمال در اختیار خرید در زیان بالاتر از قیمت بازار دارایی پایه است. در مقابل، اختیار فروش در زیان قیمت اعمالی پایینتر از قیمت بازار دارایی پایه دارد.

اصطلاح در سود (ITM) به اختیار معاملهای اشاره میکند که ارزش ذاتی دارد. اختیار در سود، اختیاری است که به دلیل رابطه موجود میان قیمت اعمال و قیمت جاری دارایی پایه در بازار، فرصتی برای سودآوری فراهم میکند.
