بحران ارز و سیاست های اقتصادی دولت: 3 دلیل برای ادامه دار بودن جهش ارز

بحران ارز و سیاست های اقتصادی دولت
3 دلیل برای ادامه دار بودن جهش ارز
تاریخ انتشار: 15 فوریه 2025
زمان مطالعه: 7 دقیقه
مقدمه
در هفتههای اخیر، بازار ارز ایران شاهد افزایش ناگهانی قیمت دلار و طلا بوده است. این جهش قیمتها نه تنها اقتصاددانان، بلکه مردم عادی را نیز نگران کرده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که این افزایش نرخ ارز، نتیجه مستقیم سیاستهای نادرست اقتصادی، رشد نقدینگی، کسری بودجه و سوءمدیریت در نظام بانکی است.
علی سعدوندی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، در گفتگو با هم میهن تأکید کرده که کنترل تدریجی تورم تاکنون در هیچ کشوری موفق نبوده است و دولتهای ایران طی دهههای گذشته در مدیریت بحرانهای اقتصادی ناکام بودهاند. در این مقاله، ریشههای بحران ارزی و سیاستهای اقتصادی دولت بررسی میشود تا مشخص شود که چرا روند صعودی نرخ ارز همچنان ادامه دارد و چه اقداماتی میتوان برای مهار آن انجام داد.
فهرست مطالب
1. انتظارات تورمی و کسری بودجه: ریشه اصلی بحران ارز
در اقتصادهای تورمی، یکی از مهمترین عواملی که موجب بیثباتی و نوسانات ارزی میشود، افزایش انتظارات تورمی است. انتظارات تورمی به این معناست که مردم بر اساس مشاهدات خود و تجربههای گذشته، پیشبینی میکنند که قیمتها در آینده افزایش خواهند یافت و در نتیجه، تصمیمات اقتصادی شان را بر همین اساس تنظیم میکنند.
وقتی جامعه ای به این باور برسد که ارزش پول ملی در حال کاهش است، رفتارهای اقتصادی تغییر میکند؛ مردم به جای نگهداری ریال، داراییهای خود را به اشکال پایدارتر مانند دلار، طلا یا حتی املاک تبدیل میکنند. این تغییر در رفتار عمومی باعث افزایش تقاضا برای داراییهای امنتر و خروج نقدینگی از سیستم بانکی به بازار های سفته بازی میشود که خود تورم را تشدید کرده و به چرخهای معیوب از افزایش قیمت ها دامن میزند.
در این میان، یکی از مهمترین عواملی که انتظارات تورمی را تقویت میکند، کسری بودجه دولت است. دولتها زمانی که بیشتر از درآمد خود خرج میکنند و برای جبران این شکاف به استقراض یا چاپ پول روی میآورند، عملاً به افزایش پایه پولی و رشد نقدینگی کمک میکنند.
این مسئله بهویژه در کشورهایی مانند ایران، که نظام مالی آنها وابستگی شدیدی به درآمدهای نفتی دارد، بیشتر نمایان میشود. در دورههایی که درآمد های نفتی کاهش می یابد، دولت دیگر توان تأمین هزینه های خود را ندارد و معمولاً به سیاست هایی مانند استقراض از بانک مرکزی، افزایش نرخ مالیات یا انتشار اوراق قرضه متوسل میشود. اما در شرایطی که اعتماد عمومی به سیاست های اقتصادی پایین است، این راهکارها نمی توانند به کنترل تورم کمک کنند، بلکه برعکس، باعث تشدید آن میشوند.

چرا سیاستهای دولت در مدیریت کسری بودجه تاکنون ناکام مانده است؟
پاسخ این سؤال را میتوان در الگوی تصمیمگیری دولتهای گذشته جستوجو کرد. در پنجاه سال اخیر، دولتهای مختلف ایران همواره بهجای اتخاذ اصلاحات اساسی، به راهکارهای کوتاهمدت برای جبران کسری بودجه متوسل شدهاند. سیاستهایی مانند چاپ پول، استقراض از بانک مرکزی، افزایش پایه پولی، حذف یارانهها یا افزایش مالیات بدون اصلاح ساختارهای اقتصادی، روشهایی بوده که هرچند در کوتاهمدت به دولت اجازه داده است که هزینههای خود را تأمین کند، اما در بلندمدت موجب تشدید تورم و کاهش اعتماد عمومی به سیاستهای اقتصادی شده است.
این رویکردهای نادرست، به شکلهای مختلف در اقتصاد ایران نمایان شده است. یکی از واضحترین نمونههای آن، سیاستهای ارزی ناکارآمد است که دولتها برای کنترل مصنوعی قیمت ارز به کار میبرند. به عنوان مثال، دولتها در دورههای بحران، میلیاردها دلار ارز ترجیحی به بازار تزریق کردهاند تا قیمت دلار را پایین نگه دارند، اما بهدلیل ضعف در کنترل بازار و فساد گسترده، این منابع ارزی یا از طریق قاچاق از کشور خارج شدهاند یا در نهایت به افزایش نقدینگی و رشد تقاضا دامن زدهاند.
چرا کنترل تدریجی تورم شکست میخورد؟
برخی از سیاستگذاران اقتصادی ایران بر این باورند که میتوان تورم را بهصورت تدریجی کنترل کرد، اما تجربه نشان داده است که این رویکرد در کشورهایی با ساختار اقتصادی شکننده، مانند ایران، نتیجهبخش نیست.
علی سعدوندی، اقتصاددان برجسته، معتقد است که کنترل تدریجی تورم در هیچ کشوری موفق نبوده است. او با اشاره به نمونههای تاریخی، مانند آرژانتین و ترکیه، توضیح میدهد که تلاش این کشورها برای کاهش تدریجی تورم، نهتنها موفق نبوده، بلکه موجب افزایش بیثباتی اقتصادی شده است. دلیل این امر آن است که وقتی دولتها بهجای اصلاحات اساسی، به سیاستهای موقتی مانند تزریق منابع ارزی یا کنترلهای دستوری متوسل میشوند، انتظارات تورمی کاهش نمییابد و در نتیجه، مردم همچنان به سمت دارایی های امن تر حرکت میکنند.
نمونه دیگر این مسئله را میتوان در بحران اخیر بازار ارز ایران مشاهده کرد. در ماه های گذشته، باوجود وعده های دولت برای کنترل نرخ ارز، قیمت دلار روند صعودی خود را ادامه داده است. این مسئله به این دلیل است که مردم نسبت به کارآمدی سیاستهای دولت تردید دارند و در نتیجه، رفتار اقتصادی شان را بر اساس بدترین سناریو ممکن تنظیم میکنند. در چنین شرایطی، تنها راهحل واقعی، اجرای اصلاحات اقتصادی عمیق، کاهش وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی، اصلاح نظام بانکی و کنترل رشد نقدینگی است.
بیشتر بخوانید: راه حل تورم مزمن
چرا سیاستهای ارزی ۵۰ سال گذشته شکست خوردهاند؟
در پنج دهه اخیر، سیاستهای ارزی دولتهای ایران بر پایه سرکوب نرخ ارز، توزیع ارز دولتی و محدودیت در واردات بوده است. این سیاستها نه تنها بازار را کنترل نکرده، بلکه زمینهساز فساد، رانت و نابسامانیهای اقتصادی شده است.
دکتر سعدوندی در این باره میگوید: سیاست ارزی پنجاه سال است که به کشور صدمه زده است؛ اما حتی افراد مستقل نیز این سیاست را تأیید میکنند، در حالی که مشخص است که شکست خواهد خورد.”
تخصیص ۷۰ میلیارد دلار ارز و عدم واردات خودرو
با وجود تخصیص میلیاردها دلار ارز ترجیحی برای واردات کالاهای اساسی، بسیاری از این منابع یا به هدر رفته یا به صورت قاچاق از کشور خارج شدهاند. یکی از نمونههای بارز این سیاستهای نادرست، ممنوعیت واردات خودرو بود که منجر به افزایش سرسامآور قیمت خودروهای داخلی و خارجی در بازار آزاد شد.
دکتر سعدوندی در این خصوص اظهار میکند: “۷۰ میلیارد دلار تخصیص ارزی داده میشود، اما اجازه نمیدهند خودرو وارد شود. اینها مشکلات جدی کشور است.”
اثرات سیاستهای غلط بانک مرکزی بر بازار ارز
بانک مرکزی در سالهای اخیر، به جای کنترل نقدینگی و مدیریت علمی بازار ارز، تنها به تزریق منابع ارزی و سیاستهای دستوری متوسل شده است. این اقدامات موقتی، ذخایر ارزی کشور را کاهش داده، اما مشکل اصلی که همان تورم و رشد نقدینگی است، همچنان پابرجاست.
دکتر سعدوندی در این باره میگوید: “بانک مرکزی بهعنوان ناظر بانکی بنا ندارد با مدیران خاطی برخورد کند. این دلیل اصلی رشد نقدینگی است.”
2. چالشهای نظام بانکی و نقش آن در افزایش نقدینگی
فساد و سوءمدیریت در بانکها: چطور نظام بانکی به منبع تورم تبدیل شد؟
نظام بانکی ایران به جای اینکه نقشی در رشد اقتصادی و حمایت از تولید ملی داشته باشد، خودش به یکی از عوامل اصلی افزایش نقدینگی و تورم تبدیل شده است. دلیل این موضوع، وجود بانکهای ناتراز است که سالها بدون نظارت مؤثر فعالیت کردهاند و اکنون به بمبهای ساعتی اقتصاد کشور تبدیل شدهاند.
بانک ناتراز چیست؟
یک بانک زمانی ناتراز محسوب میشود که تعهدات مالیاش (سپردههایی که به مردم بدهکار است) بیشتر از داراییهای واقعیاش باشد. در این شرایط، بانک برای ادامه حیات و جلوگیری از ورشکستگی مجبور است به راههای زیر متوسل شود:
1. پرداخت سودهای غیرواقعی برای جذب سپردههای جدید
2. وامدهی پرریسک و سفتهبازی در بازارهای غیرمولد
3. استقراض از بانک مرکزی و افزایش پایه پولی
هر سه روش بالا، نقدینگی را افزایش داده و تورم را تشدید میکنند.
دکتر علی سعدوندی در مصاحبه با مجله هممیهن تأکید میکند که:
“بانکهای ناتراز ایران سالهاست که فقط با خلق پول و ایجاد تورم زنده ماندهاند. در واقع، این بانکها را نه مدیریت اقتصادی، بلکه تورم زنده نگه داشته است. بدون تورم، ورشکسته خواهند شد.”
به عبارت دیگر، این بانکها به تورم وابستهاند و اگر تورم کاهش یابد، اولین قربانیهای آن خودشان خواهند بود.
دکتر سعدوندی بر این باور است که فساد و سوءمدیریت در بخش بانکی، از جمله دلایل اصلی بحران نقدینگی و تورم در ایران است. تخصیص وامهای کلان به افراد خاص بدون تضمینهای مناسب برای بازپرداخت، عدم شفافیت در روند فعالیتهای بانکها، و نظارت ناکافی بر عملکرد آنان از جمله عواملی هستند که این بحران را عمیقتر کردهاند. این عوامل نهتنها باعث ایجاد بیاعتمادی در سیستم بانکی شده بلکه موجب تضعیف اعتبار پول ملی و تشدید فشارهای تورمی شدهاند.
بیشتر بخوانید: ناترازی شبکه بانکی کشور
چرا بانک مرکزی از برخورد با مدیران متخلف بانکی خودداری میکند؟
سؤال اصلی این است که چرا بانک مرکزی هیچوقت برخورد جدیای با این بانکها نکرده است؟
در اقتصادهای پیشرفته، وقتی یک بانک در معرض بحران مالی قرار میگیرد، دولت یا بانک مرکزی دو راهحل مشخص دارد:
1. ادغام بانک بحرانزده در بانکهای سالم و قویتر
2. اعلام ورشکستگی و تصفیه حسابها، بدون اینکه هزینهای به دوش مردم بیفتد
اما در ایران، به جای اجرای این سیاستها، بانک مرکزی معمولاً به تزریق پول و چاپ پول جدید متوسل شده است. این کار باعث افزایش نقدینگی، رشد تورم و کاهش ارزش ریال میشود.
دکتر سعدوندی در این رابطه میگوید:”بانک مرکزی در سالهای اخیر، به جای اصلاح ساختاری، به بانکهای ناتراز وام داده تا سرپا بمانند. در واقع، بانک مرکزی خودش به عاملی برای گسترش تورم تبدیل شده است.”
در نتیجه، بانکهای متخلفی که در شرایط عادی باید منحل یا اصلاح میشدند، با حمایت بانک مرکزی به فعالیت خود ادامه داده و به مراکز فساد مالی و اختلاس تبدیل شدهاند.
رشد نقدینگی و تأثیر آن بر ارزش ریال
زمانی که بانک های ناتراز برای جبران زیان های خود از بانک مرکزی استقراض میکنند، منجر به افزایش پایه پولی و تورم میشود. در نتیجه، قیمت کالاها و خدمات افزایش مییابد، زیرا نقدینگی در اقتصاد بالا میرود اما تولید به همان میزان رشد نمیکند. این شرایط باعث کاهش ارزش ریال شده و مردم برای حفظ قدرت خرید خود، به خرید دلار، طلا و سایر ارزهای خارجی روی میآورند که نتیجه آن، جهش نرخ ارز و نوسانات اقتصادی خواهد بود.
علاوه بر این، کاهش ارزش پول ملی و بیثباتی اقتصادی موجب خروج سرمایه از کشور میشود. سرمایه گذاران برای حفظ دارایی های خود، سرمایه هایشان را به خارج از کشور منتقل می کنند که این امر نه تنها بحران اقتصادی را تشدید میکند، بلکه چشم انداز رشد و توسعه اقتصادی را نیز تیرهتر میسازد
در این دورهٔ آموزشی، نحوه ساز و کار نظام بانکی و تعامل در بازار بین بانکی، همچنین نحوه خلق و محو پول را یاد میگیرید؛ تا به سطح بالاتری در تحلیل برسید و عملکرد بهتری در بازارهای مالی داشته باشید.
3. سیاستهای اقتصادی دولت جدید: آیا راهکاری برای کنترل بحران ارز وجود دارد؟
با روی کار آمدن دولت جدید، یکی از مهمترین پرسشها این است که آیا سیاستهای اقتصادی این دولت میتواند بحران ارز و تورم را کنترل کند یا خیر. تجربه دولتهای پیشین نشان داده که بدون اصلاحات ساختاری و تغییر در رویکردهای مدیریتی، حل مشکلات اقتصادی کشور دشوار خواهد بود.
آیا دولت پزشکیان برنامهای علمی برای کنترل بحران ارز دارد؟
یکی از چالشهای جدی پیش روی دولت جدید، مقابله با بحران ارز و کاهش ارزش ریال است. اما بررسی سیاستهای اعلامشده نشان میدهد که بسیاری از این برنامهها فاقد پشتوانه علمی قوی هستند. کنترل این بحران نیازمند راهکارهایی مانند مهار رشد نقدینگی، اصلاح نظام بانکی و کاهش کسری بودجه است. درحالیکه تاکنون سیاستهای دولت بیشتر بر اقدامات کوتاهمدت و غیرمؤثر مانند سرکوب نرخ ارز یا توزیع گسترده یارانه متمرکز بوده است، چنین روشهایی در گذشته نیز به شکست انجامیدهاند.
چرا برنامه پنجساله اقتصادی در کنترل بحران ارز کارآمد نیست؟
برنامه پنجسالهای که دولت متعهد به اجرای آن شده، شباهت زیادی به برنامههای قبلی دارد که نتوانستهاند بحران ارز و مشکلات اقتصادی کشور را حل کنند. دلیل اصلی این ناکارآمدی، تمرکز بر اهداف کلی بدون توجه به اصلاحات عمیق ساختاری است.
در اقتصاد ایران، چالشهایی مانند بدهیهای انباشته دولت، مشکلات سیستم بانکی و تورم مزمن، نیازمند راه حل های اساسی هستند، اما این برنامههای پنج ساله اغلب به دلیل ضعف در اجرا و عدم توجه به جزئیات عملیاتی، موفقیتی در کنترل این بحران نداشتهاند.
بیشتر بخوانید: ناترازی انرژی،تعطیلیهای مکرر و پیامدهای اقتصادی آن
چرا مردم به خرید طلا و دلار روی آوردهاند؟
با کاهش ارزش ریال و افزایش تورم، مردم بهمنظور حفظ ارزش داراییهای خود به خرید طلا و دلار روی آوردهاند. در شرایطی که دولت نتوانسته است تورم و نوسانات ارزی را کنترل کند، اعتماد مردم به ریال کاهش یافته و آنها به دنبال گزینههایی میروند که در برابر نوسانات داخلی مقاومتر باشند. این رفتار، بهویژه در زمان بحرانهای اقتصادی و تورمی، به افزایش تقاضا و نوسانات بیشتر در بازار منجر میشود.
تبلیغات برای خرید طلا و تأثیر روانی تورم
تبلیغات گسترده برای خرید آنلاین طلا پیش از بحران ارزی اخیر، نشاندهنده تغییر نگرش عمومی به سرمایه گذاری در طلا به عنوان یک گزینه امن بود. همچنین، تورم و بی ثباتی اقتصادی باعث میشود که مردم تصمیمات کوتاهمدتی برای حفظ دارایی های خود بگیرند، که این خود به تشدید بحران و نوسانات بازار کمک میکند.
جمعبندی
در مصاحبه دکتر سعدوندی با هم میهن، ایشان به بررسی ریشههای بحران اقتصادی و نوسانات ارزی در ایران پرداختند. مهمترین عواملی که باعث این بحرانها شدهاند، انتظارات تورمی ناشی از کسری بودجه و چاپ پول توسط دولتها است. دکتر سعدوندی توضیح دادند که زمانی که دولتها بدون پشتوانه مالی به چاپ پول میپردازند، نقدینگی افزایش مییابد و تورم بالا میرود. همچنین، سیاستهای ارزی پنجاه سال گذشته که به سرکوب نرخ ارز و توزیع ارز دولتی پرداختهاند، تنها موجب فساد، رانت و بیثباتی اقتصادی شده است.
دکتر سعدوندی همچنین به مشکلات نظام بانکی اشاره کردند و بر لزوم اصلاحات اساسی در این حوزه تأکید داشتند. بهگفته ایشان، بانکهای ناتراز و سوءمدیریت در این بخش، منجر به رشد بیرویه نقدینگی و کاهش ارزش ریال شدهاند. در نهایت، ایشان بر ضرورت اصلاحات فوری در حوزههای مختلف اقتصادی مانند کنترل نقدینگی، اصلاح نظام بانکی و کاهش کسری بودجه برای مهار بحران تأکید کردند.
به نظر شما چه اقداماتی می تواند به بهبود وضعیت اقتصادی کشور کمک کند و کدام یک از این پیشنهادات از نظر شما اولویت بیشتری دارد؟
سوالات پرتکرار
۱. چرا کنترل تدریجی تورم در ایران موفق نبوده است؟
- تجربه نشان داده این رویکرد در کشورهایی با ساختار اقتصادی شکننده نتیجهبخش نیست
- دولتها به جای اصلاحات اساسی، به سیاستهای موقتی مانند تزریق منابع ارزی متوسل میشوند
- انتظارات تورمی با این روشها کاهش نمییابد
- مردم به دلیل بیاعتمادی به سیاستهای دولت، همچنان به سمت داراییهای امن حرکت میکنند
۲. بانکهای ناتراز چگونه باعث افزایش تورم میشوند؟
- پرداخت سودهای غیرواقعی برای جذب سپردههای جدید
- وامدهی پرریسک و سفتهبازی در بازارهای غیرمولد
- استقراض از بانک مرکزی که منجر به افزایش پایه پولی میشود
- این بانکها فقط با خلق پول و ایجاد تورم زنده ماندهاند
۳. چرا مردم به خرید طلا و دلار روی آوردهاند؟
- کاهش ارزش ریال و افزایش تورم
- عدم موفقیت دولت در کنترل نوسانات ارزی
- کاهش اعتماد مردم به ریال
- نیاز به حفظ ارزش داراییها در برابر نوسانات داخلی
- تأثیر تبلیغات گسترده برای خرید طلا و تغییر نگرش عمومی به سرمایهگذاری در طلا
دیدگاهتان را بنویسید