جان مینارد کینز کیست؟

کینز کیست؟ اقتصاد کینزی چیست؟
جان مینارد کینز کیست؟
تعریف اقتصاد کینزی و نقدهای وارد بر آن
28 ژوئن 2023
نویسنده: جیمز چن
مترجم: تینا رضاییان
جان مینارد کینز (1883-1946 میلادی) یک اقتصاددان بریتانیایی در اوایل قرن بیستم بود که به پایهگذاری مکتب اقتصادی کینزی [1] و لقب «پدر علم اقتصاد کلان مدرن» معروف است. اقتصاد کلان، علمی است که رفتار اقتصادها (بازارها و دیگر ساز و کارها را) در مقیاس بزرگ بررسی میکند. یکی از مشخصههای اقتصاد کینزی، این است که دولتها باید فعالانه تلاش کنند که روند اقتصادها را بهخصوص در زمان رکود با افزایش هزینهها برای تحریک تقاضا تحت تاثیر قرار دهند.
او در اثر درخشان خود، «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» [2] که یکی از تأثیرگذارترین کتابهای اقتصادی تاریخ به شمار میرود، از مداخله دولت به عنوان راهحلی برای بیکاری بالا حمایت میکند.
بیشتر بخوانید: ایلان ماسک
نکات کلیدی
1- اقتصاددان انگلیسی، جان مینارد کینز، بنیانگذار مکتب اقتصادی کینزی است.
2- اقتصاد کینزی اذعان دارد که در اقتصاد، تقاضاست که عرضه را ایجاد میکند(این عقیده در برابر تفکر اقتصاددانان کلاسیک قرار دارد که عرضه را عامل ایجاد تقاضا میدانند) و اقتصادهای سالم، بیشتر از اینکه پسانداز کنند، هزینه و سرمایهگذاری انجام میدهند.
3- کینز اظهار داشت که برای ایجاد اشتغال و افزایش قدرت خرید مصرفکننده در طی یک دورهی رکود، دولت باید هزینههای خود را افزایش دهد، حتی اگر به معنی افزایش بدهیهایش باشد.
4- منتقدان، اقتصاد کینزی را به دلیل ترویج مخارج کسری بودجه، سرکوب سرمایهگذاری خصوصی و ایجاد تورم نقد میکنند.
بیشتر بخوانید: آموزش مدیریت ریسک
برای آشنایی با ابزارهای مشتقه، بازار مشتقات مالی، انواع ریسکهای مالی و راههای کنترل آنها دوره آموزشی مدیریت ریسک مالی مشتقات: آتیها و سلفها را همین الان ثبت نام کنید.
شغل و تحصیلات اولیه
علاقه و توجه کینز به علم اقتصاد، تا حد بسیار زیادی به دلیل پدرش، جان نویل کینز، استاد اقتصاد در دانشگاه کمبریج، بود. مادر وی، یکی از اولین زنان فارغالتحصیل دانشگاه کمبریج، در کارهای خیر برای کمک به قشر ضعیفتر جامعه فعال بود.
کینز که در یک خانوادهی متوسط چشم به جهان گشود، برای تحصیل در دو دانشگاه برتر انگلیس یعنی دانشگاه اتون و کمبریج، بورسیه تحصیلی دریافت کرد، جایی که در سال 1904 لیسانس خود در ریاضیات را گرفت. شایان ذکر است که وی در طول دوران تحصیل خود در ریاضیات مهارت زیادی کسب کرد و این در حالی بود که در زمینهی علم اقتصاد، هیچگونه تحصیلات رسمی نداشت.
کینز در اوایل کار خود روی نظریه احتمالات کار کرد و به عنوان عضو کالج کینگ در دانشگاه کمبریج اقتصاد تدریس میکرد. وی در پستهای دولتی از سمتهای رسمی در خدمات اجتماعی بریتانیا و خزانهداری بریتانیا تا انتصاب در کمیسیونهای سلطنتی ارز و دارایی شامل انتصاب او در سال 1919 به عنوان نماینده مالی وزارت خزانهداری در کنفرانس صلح ورسای [3] که به جنگ جهانی اول پایان داد، فعالیت کرد.
بیشتر بخوانید: آموزش مدیریت ریسک مالی
برای آشنایی با مفاهیم تورم، تولید ناخالص داخلی (GDP)، اشتغال و نرخ بیکاری، منحنی فیلیپس، مدل ماندل-فلیمینگ، رژیمهای نرخ بهره، بدهی دولت و کسری بودجه با کلیک روی دکمه زیر از ۱۰% تخفیف بیشتر برای ثبتنام استفاده کنید.
حمایت از مداخلهی دولت در اقتصاد
پدر کینز از حامیان «اقتصاد لسه فر» بود؛ یعنی فلسفهی اقتصاد سرمایهداری بازار آزاد که مخالف دخالت دولت است. خود کینز هم در دوران حضور در کمبریج به اصول مرسوم بازار آزاد معتقد بود (وی همچنین در این دوران سرمایهگذاری فعال در بازارسهام بود.)
اما با این حال، با سقوط بازار سهام در 1929 که موجب وقوع رکود بزرگ شد، کینز به این باور رسید که بازار آزاد سرمایهداری بدون محدودیت اساسا نقص دارد و باید این عقیده نه تنها برای اینکه به خودی خود خوب عمل کند، بلکه برای اینکه از سیستمهای رقیب مانند کمونیسم هم پیشی بگیرد مورد بازنگری قرار بگیرد.
در نتیجه، او شروع به حمایت از مداخله دولت برای مهار بیکاری و اصلاح رکود اقتصادی کرد. وی اذعان داشت که برای کاهش بیکاری، علاوه بر شغلهای دولتی، باید مخارج دولت هم افزایش پیدا کند؛ حتی اگر به قیمت کسری بودجه تمام شود.
بیشتر بخوانید: اختیار فروش چیست؟
اقتصاد کینزی چیست؟
تئوریهای اقتصادی جان مینارد کینز یا همان اقتصاد کینزی حول محور این ایده پایهریزی شده که دولتها به جای اینکه اجازه دهند بازار آزاد بر فضای اقتصاد حکمرانی کنند، باید در اقتصاد کشورشان نقش فعالی داشته باشند. کینز بهخصوص حامی هزینههای دولت برای کاهش رکود در چرخههای تجاری [4] بود.
اساسیترین اصل اقتصاد کینزی این است که این تقاضا است (نه عرضه) که نیروی محرک یک اقتصاد است. در آن زمان، جامعه متخصصان اقتصادی دیدگاه مخالفی داشت: عرضه است که تقاضا را ایجاد میکند. چرا که تقاضای کل، تمامی هزینهها و مصارف کالاها و خدمات توسط دولت و بخش خصوصی، عرضه را تعیین میکند، هزینه کل است که تمام نتایج اقتصادی از تولید کالا تا نرخ اشتغال را تعیین میکند.
دیگر اصل اساسی اقتصاد کینزی این است که بهترین راه خروج یک اقتصاد از رکود، افزایش تقاضا با تزریق سرمایه به اقتصاد توسط دولت است. بهطور خلاصه، کلید احیای اقتصادی، افزایش مصرف (مخارج) است.
این دو اصل، اساس عقاید کینز را تشکیل میدهد که تقاضا آن قدرمهم است که یک دولت حتی اگر برای افزایش تقاضا مجبور باشد مقروض شود، باید این کار را انجام دهد. طبق نظر کینز، تقویت اقتصاد از طریق دولت باعث تحریک تقاضای مصرفکننده میشود که به نوبه خود تولید را تحریک میکند و اشتغال کامل را تضمین میکند.
بیشتر بخوانید: انواع کلاسهای دارایی
برای آشنایی با قراردادهای اختیار معامله – Options چگونگی کارکرد آنها، ویژگیهای اختیار خرید – Call Option و اختیار فروش – Put Option و مقدمات استفاده از آنها همین الان در دوره فشرده رایگان اختیار معامله ثبت نام کنید.
نقدهای وارد بر اقتصاد کینزی
هرچند که از عقیدهی کینز بعد از جنگ جهانی دوم بسیار استقبال شد، اما از دهه 1930 که برای اولین بار این مکتب معرفی شد نقدهای زیادی را دریافت کرده است.
یکی از انتقادات عمده به مفهوم دولت بزرگ میپردازد، گسترش ابتکارات دولت مرکزی که باید برای توانمندسازی دولت برای مشارکت فعال در اقتصاد رخ دهد. نظریهپردازان اقتصادی رقیب، مانند تئوریسینهای مکتب اقتصادی شیکاگو [5]، اظهار دارند که رکودها و رونقهای اقتصادی بخشی از چرخه طبیعی اقتصاد هستند و دخالت دولت فقط روند احیای اقتصاد را بدتر میکند و مخارج دولت مرکزی سرمایهگذاری خصوصی را سست میکند.
مشهورترین منتقد اقتصاد کینزی میلتون فریدمن [6] بود؛ اقتصاددان آمریکایی که به حمایتش از اقتصاد سرمایهداری بازار آزاد مشهور است. وی که از او به عنوان تاثیرگذارترین اقتصاددان نیمه دوم قرن بیستم یاد میکنند، همانطور که تاثیرگذارترین اقتصاددان نیمه اول قرن بیستم کینز بود، حامی پولیگرایی بود که بخشهای مهمی از اقتصاد کینزی را رد میکرد.
برخلاف موضع کینز که سیاستگذاری بودجهای، مخارج دولت و سیاستهای مالیاتی برای تأثیرگذاری بر شرایط اقتصادی، را مهمتر از سیاستگذاری پولی، کنترل عرضه کلی پول در دسترس بانکها، مصرفکنندگان و کسبوکارها میدانست، فریدمن و دیگر پولگرایان معتقد بودند که دولتها میتوانند با هدف قرار دادن نرخ رشد عرضه پول، ثبات اقتصادی را تقویت کنند. به طور خلاصه، فریدمن و اقتصاددانان پولی از کنترل پول در اقتصاد حمایت میکنند، در حالی که اقتصاددانان کینزی از مخارج دولت حمایت میکنند.
برای مثال، در حالی که کینز معتقد بود که یک دولت مداخلهگر میتواند با استفاده از سیاستهای بودجهای برای حمایت از تقاضای کل، تحریک مصرف و کاهش بیکاری، رکود را تعدیل کند، فریدمن به هزینههای همراه با کسری بودجه انتقاد داشت و اذعان میکرد که باید به بازار آزاد و دولت کوچکتر و مقرراتزدایی در بیشتر حوزههای اقتصاد که با افزایش مداوم عرضه پول تکمیل میشود، بازگشت.
بیشتر بخوانید: آدام اسمیت
اقتصاد کینزی در برابر اقتصاد بازار آزاد
اقتصاد کینزی با حمایت خود از مداخله دولت در اقتصاد در تضاد شدید با اقتصاد آزاد است که استدلال میکند هر چه دولت کمتر در امور اقتصادی دخالت کند، برای کسبوکارها و جامعه به طور کلی بهتر است.
بیشتر بخوانید: جورج سوروس کیست؟
مثالهایی از اقتصاد کینزی
نیو دیل
شروع رکود بزرگ [7] در دهه 1930 به طور قابل توجهی بر نظریههای اقتصادی کینز تأثیر گذاشت و منجر به پذیرش گسترده چندین سیاست او شد.
فرانکلین روزولت، رئیس جمهور وقت، برای رسیدگی به بحران در ایالات متحده، نیو دیل که مجموعهای از برنامههای دولتی که بهطور مستقیم انعکاس دهندهی این اصل کینزی بود که حتی یک سیستم سرمایهداری آزاد نیازمند نظارت دولت مرکزی است را به اجرا گذاشت.
با نیودیل، دولت ایالات متحده برای تحریک اقتصاد ملی در مقیاس بیسابقهای با ایجاد چندین آژانس جدید با تمرکز بر ایجاد شغل برای آمریکاییهای بیکار و تثبیت قیمت کالاهای مصرفی مداخله کرد. روزولت همچنین سیاست کینز مبنی بر افزایش مخارج کسری بودجه را برای تحریک تقاضا، از جمله برنامههای مسکن عمومی، پاکسازی محلههای فقیرنشین، ساختوساز راهآهن و سایر کارهای عمومی عظیم اتخاذ کرد.
هزینههای رکود بزرگ
در واکنش به رکود بزرگ [8] سالهای 2007-2009، باراک اوباما رئیس جمهور وقت، گامهای متعددی برداشت که نشات گرفته از نظریه اقتصادی کینزی بود. دولت فدرال شرکتهای بدهکار در چندین صنعت را نجات داد. فانی می و فردی مک، دو بازارساز بزرگ و ضامن وامهای رهنی را نیز تحت حمایت خود قرار داد.
در سال 2009، رئیس جمهور اوباما قانون احیا و سرمایهگذاری مجدد آمریکا را که یک بسته محرک دولتی 831 میلیارد دلاریِ طراحی شده برای نجات مشاغل موجود و ایجاد مشاغل جدید بود امضا کرد. این قانون شامل کاهش مالیات/اعتبارات و مزایای بیکاری برای خانوادهها بود. همچنین هزینههایی را برای مراقبتهای بهداشتی، زیرساختها و آموزش اختصاص داد.
بررسی محرک کووید
در پی همهگیری کووید-19 در سال 2020، دولت ایالات متحده تحت ریاست رئیس جمهور دونالد ترامپ و رئیس جمهور جوزف بایدن، انواع برنامههای تسکینی، بخشش وام و تمدید وام را ارائه کرد.
دولت ایالات متحده همچنین مزایای هفتگی بیکاری ایالتی را تکمیل کرد و به مالیاتدهندگان آمریکایی کمکهای مستقیم را در قالب سه چک محرک جداگانه و معاف از مالیات ارسال کرد.
بیشتر بخوانید: اختیار خرید چیست؟
میراث کینز
از دهه 1930، محبوبیت اقتصاد کینزی افزایش و کاهش یافته است و نظریات از زمان کینز مورد بازنگری قابلتوجهی قرار گرفتهاند. با این حال، مکتب فکری اقتصادی که او پایهگذاری کرد، یک مهر محو نشدنی بر ملتهای مدرن بر جای گذاشته است: این ایده که دولتها در کسبوکارها، حتی در اقتصادهای سرمایهداری، نقشی دارند که باید ایفا کنند.
بیشتر بخوانید: اختیار آمریکایی چیست؟
جمعبندی
جان مینارد کینز و اقتصاد کینزی در دهه 1930 یک شخصیت و مکتب انقلابی بود و در شکل دادن به اقتصادهای پس از جنگ جهانی دوم در اواسط قرن بیستم بسیار نقش به سزایی داشت. تئوریهای کینز در دهه 1970 تحت حمله قرار گرفت، در دهه 2000 شاهد تجدید حیات بود و تا امروز هنوز مورد بحث است.
اصل مرکزی در اقتصاد کینزی این است که بهترین راه بیرون کشیدن یک اقتصاد از رکود، افزایش تقاضا توسط دولت با تزریق سرمایه به اقتصاد است. به طور خلاصه، مصرف (هزینه)، راه بازیابی یک اقتصاد از رکود است.
همانطور که کینز تاثیرگذارترین اقتصاددان نیمهی اول قرن بیستم شمرده میشد، مشهورترین منتقد وی، میلتون فریدمن، که طرفدار اقتصاد پولی بود، تاثیرگذارترین اقتصاددان نیمهی دوم قرن بیستم به شمار میآمد.
کینز یک میراث قابل توجه به جای گذاشت: این مفهوم که دولتها باید در رفاه اقتصادی صنایع و مردم نقش ایفا کنند. سوال اینجاست که نقش دولت چقدر باید بزرگ باشد و چگونه میتوان آن نقش را به بهترین نحو اجرا کرد.
بیشتر بخوانید: جریان نقد عملیاتی
این میلتون فریدمن بود که برای اولین بار به عقیدهی مرکزی کینز تحت عنوان اینکه مصرف راهحل احیای اقتصادی است و باید «مصرف کنید تا از رکود خارج شوید»، حمله کرد. برخلاف کینز، فریدمن عقیده داشت که افزایش مخارج دولت و افزایش بدهی، به تورم میانجامد، بالا رفتن قیمت که با کاهش ارزش پول و دستمزد همراه است که میتواند فاجعهبار باشد مگر اینکه بهصورت زیرین با رشد اقتصادی همراه شود. رکود تورمی دهه 1970 نمونهای از این موضوع بود: دورهای متناقض با بیکاری بالا و تولید کم، اما تورم و نرخهای بهره نیز بالا بود.
جای دادن کینز بهعنوان یک سوسیالیست کار دشواری است.
از طرفی، وی به رژیمهای سوسیالیست علاقه نشان میداد و طرفدار حضور دولت در مسائل اقتصادی هم بود. کینز قاطعانه با اجازه دادن به حرکت چرخههای تجاری رونق و رکود بدون دخالت یا اجازه دادن به شرکتهای خصوصی بدون محدودیت مخالف بود.
از طرف دیگر کینز حمایت از اینکه دولتها در واقع صنایع را تصاحب کرده و اداره کنند را متوقف کرد. او میخواست که مقامات مرکزی روشهای تولید را تحریک کنند نه اینکه الزاما کنترل کنند.
همچنین شواهدی هست مبنی بر اینکه کینز در اواخر عمر، در حال تلاش برای خارج کردن بریتانیای پس از جنگ از یک چالهی اقتصادی، در حال بازگشت به عقیدهی بازار آزاد سرمایهداری بود. کمی قبل از درگذشتش در سال 1946، او به دوستش، وزیر امور خارجه، هنری کلی، گفت که بیشتر بر راه حلی تکیه میکند که «بیست سال پیش سعی کرده بود از آن تفکر اقتصادی خروج کند»: دست نامرئی آدام اسمیت که به معنی گرایش طبیعی اقتصاد بازار آزاد به اصلاحی خود از طریق قوانین عرضه و تقاضا است.
وقتی منتقدان استدلال کردند که حمایت کینز از تامین مالی عمومی و مخارج کسری بودجه در بلندمدت منجر به نکول میشود، واکنش معروف کینز این بود که «در بلندمدت، همهی ما مردهایم.» به این مفهوم که دولتها باید مشکلات را در کوتاهمدت حل کنند نه اینکه منتظر نیروهای بازار باشند تا مشکلات را در بلندمدت اصلاح کنند، «زمانی که همهی ما مردهایم.»
در خلال کنفرانس صلح ورسای در سال 1919، کینز منتقد صریح اقدامات فلج کنندهی اقتصادی بود که برخی از دولتمردان ارشد میخواستند بر آلمان تحمیل کنند. هنگامی که به هشدارهای او مبنی بر اینکه این تحریمهای شدید احتمالاً منجر به فاجعه اقتصادی و سیاسی برای اروپا میشود بیتوجهی شد، او کنفرانس را به نشانهی اعتراض، زودهنگام ترک کرد.
به محض بازگشت به بریتانیا، از وزارت خزانهداری بریتانیا استعفا داد و استدلالهای خود را درباره خطرات این معاهده صلح که برای درهم شکستن کامل آلمان طراحی شده بود، در «پیامدهای اقتصادی صلح» خلاصه کرد.
در عرض یک سال پس از انتشار در سال 1920، کتاب کینز به یک کتاب پرفروش تبدیل شد که به شدت بر افکار عمومی مبنی بر ناعادلانه بودن معاهده ورسای تأثیر گذاشت. همانطور که آشفتگی سیاسی و اقتصادی دهه 1930 به ظهور فاشیسم که به جنگ جهانی دوم منجر شد دامن زد، هشدارهای اولیه کینز مانند یک پیشگویی به نظر افراد آمد.
منبع: Investopedia
بیشتر بخوانید: آموزش بورس گام به گام
برای تحلیل بنیادی فارکس – Forex Fundamental Analysis نیازمند توانایی تحلیل شاخصهای اقتصادی و درک سیاستگذاری پولی هستید، با کلیک روی دکمه زیر از 10% تخفیف بیشتر برای ثبت نام استفاده کنید.
دیدگاهتان را بنویسید