تورم چیست؟

تورم چیست؟
تورم چیست؟
تعریف تورم، چگونگی کنترل آن و مثالهایی از تورمهای شدید
11 آگوست 2023
نویسنده: جیسون فرناندو
مترجم: کلینیک اقتصاد
همراه با گفتگوی دکتر علی سعدوندی با دکتر مهدی ناجی
تورم به معنی افزایش قیمتها یا به عبارت دیگر کاهش قدرت خرید به مرور زمان است. نرخ کاهش قدرت خرید در متوسط افزایش قیمت سبد کالاها و خدمات منتخب در مدت زمان مشخص منعکس میشود. افزایش قیمتها، که اغلب در قالب درصد بیان میشود، به این معناست که با یک واحد پول نسبت به دورههای قبل عملاً میتوان مقدار کمتری خرید کرد. تورم در تضاد با تورم منفی (Deflation) [1] قرار دارد که در زمان کاهش قیمتها و افزایش قدرت خرید رخ میدهد.
بیشتر بخوانید: ایلان ماسک
نکات کلیدی
1- تورم یعنی نرخی که در آن قیمت کالاها و خدمات افزایش مییابد.
2- تورم را گاهی به سه نوع دستهبندی میکنند: تورم ناشی از کشش تقاضا [2]، تورم ناشی از فشار هزینهها [3] و تورم ساختاری [4].
3- رایجترین شاخصهای بهکاررفته در تورم عبارتند از شاخص قیمت مصرفکننده [5] و شاخص قیمت عمدهفروشی [6].
4- تورم بسته به دیدگاه فردی و نرخ تغییر پدیدهای مثبت یا منفی درنظر گرفته میشود.
5- افرادی که مالک داراییهای مشهود، مانند املاک یا کالاهای انبارشده هستند، ممکن است تمایل به مقداری از تورم داشته باشند تا ارزش داراییهایشان افزایش یابد.
بیشتر بخوانید: آموزش مدیریت ریسک
برای آشنایی با ابزارهای مشتقه، بازار مشتقات مالی، انواع ریسکهای مالی و راههای کنترل آنها دوره آموزشی مدیریت ریسک مالی مشتقات: آتیها و سلفها را همین الان ثبت نام کنید.


آشنایی با تورم
اگرچه اندازهگیری تغییرات قیمت یک محصول به صورت جداگانه در طول زمان آسان است اما نیازهای انسانی فراتر از یک یا دو محصول مشخص هستند. افراد برای داشتن یک زندگی راحت، به مجموعهای بزرگ و متنوع از محصولات و همچنین انواع خدمات نیاز دارند. این موارد شامل کالاهایی مانند غلات، فلز، سوخت، خدمات عمومی مانند برق و حملونقل و خدماتی مانند مراقبتهای بهداشتی، سرگرمی و کار میشود.
هدف تورم سنجش تاثیر کلی تغییرات قیمت برای مجموعهای متنوع از محصولات و خدمات است. تورم امکان نمایش افزایش سطح قیمت کالاها و خدمات در اقتصاد با یک مقدار واحد در طول زمان را فراهم میکند.
قیمتها افزایش مییابند، به این معنا که با یک واحد پول، کالاها و خدمات کمتری را میتوان خرید. این کاهش قدرت خرید بر هزینههای زندگی عموم مردم تاثیر میگذارد که در نهایت کاهش سرعت رشد اقتصادی را به همراه دارد. اقتصاددانان اتفاق نظر دارند که تورم مستمر زمانی روی میدهد که رشد عرضهی پول از رشد اقتصادی پیشی بگیرد.
٪3.7 عدد تغییر شاخص قیمت مصرفکننده برای تمامی مصرفکنندگان شهری (CPI-U) [7] در طول دورهی 12 ماههی منتهی به آگوست 2023 است. قیمتها در جولای نسبت به ماه گذشته، با احتساب تعدیلات فصلی، 0.6٪ افزایش یافتند.
برای مقابله با این پدیده، مرجع سیاستگذاری پولی (که در اغلب موارد بانک مرکزی است) اقدامات لازم را برای مدیریت عرضهی پول [8] و اعتبار انجام میدهد تا تورم را در محدوده مجاز حفظ کند و امکان ادارهی آسان اقتصاد را فراهم سازد.
از دیدگاه نظری، پولگرایی [9] یکی از نظریات محبوب است که رابطهی میان تورم و عرضهی پول در اقتصاد را توضیح میدهد. برای مثال، در پی فتح امپراتوریهای آزتک و اینکا به دست اسپانیا، حجم انبوهی از طلا و به ویژه نقره به اسپانیا و سایر اقتصادهای اروپایی سرازیر شد. با توجه به افزایش سریع عرضهی پول، ارزش پول کاهش یافت که عامل افزایش سریع قیمتها شد.
تورم، بسته به نوع کالاها و خدمات، به طرق مختلف اندازهگیری میشود. همچنین تورم در نقطه مقابل تورم منفی قرار دارد که کاهش سطح عمومی قیمتها در زمانی که تورم کمتر از 0% میشود را نشان میدهد. به یاد داشته باشید که تورم منفی را نباید با تورمزدایی (Disinflation)، که اصطلاحی مرتبط برای اشاره به کاهش نرخ رشد تورم است، اشتباه گرفت.
بیشتر بخوانید: آموزش مدیریت ریسک مالی
پکیج جامع دوره بنیادی فارکس
برای تحلیل بنیادی فارکس – Forex Fundamental Analysis نیازمند توانایی تحلیل شاخصهای اقتصادی و درک سیاستگذاری پولی هستید، با کلیک روی دکمه زیر از 10% تخفیف بیشتر برای ثبت نام استفاده کنید.

علل تورم
افزایش عرضهی پول ریشهی تورم است، اگرچه این امر در اقتصاد از طریق مکانیزمهای مختلف بروز میکند. سیاستگذاران پولی عرضهی پول کشور را به روشهای زیر افزایش میدهند:
1- چاپ و توزیع پول بیشتر در میان شهروندان
2- ارزشزدایی (کاهش ارزش) رسمی از پول رسمی کشور
3- وامدهی در قالب اعتبار حساب ذخایر که از طریق سیستم بانکی با خرید اوراق قرضه دولتی از بانکها در بازار ثانویه (رایجترین روش)
در تمامی این موارد، در نهایت از قدرت خرید پول کاسته میشود. مکانیزمهای ایجاد تورم به این روشها به سه گروه دستهبندی میشوند: تورم ناشی از کشش-تقاضا، تورم ناشی از فشار-هزینه و تورم ساختاری.
بیشتر بخوانید: اختیار فروش چیست؟

تورم کشش تقاضا
تورم ناشی از کشش تقاضا زمانی روی میدهد که افزایش عرضهی پول و اعتبار باعث تقویت تقاضای کلی برای کالاها و خدمات میشود، به گونهای که سرعت افزایش تقاضا بیشتر از ظرفیت تولید اقتصاد است. این امر باعث افزایش تقاضا و در نهایت افزایش قیمت میشود.
وقتی مردم پول بیشتری دارند منجر به مثبت شدن احساسات مصرفکننده میشود. این امر خود مخارج بیشتر را به همراه دارد که فشار افزایشی بیشتری به قیمتها وارد میکند. در نتیجه شکاف در عرضه و تقاضا به وجود میآید به گونهای که تقاضای بیشتر و عرضهای با انعطافپذیری کمتر ایجاد میشود و این امر به افزایش قیمتها منجر میشود.
بیشتر بخوانید: انواع کلاسهای دارایی
برای آشنایی با قراردادهای اختیار معامله – Options چگونگی کارکرد آنها، ویژگیهای اختیار خرید – Call Option و اختیار فروش – Put Option و مقدمات استفاده از آنها همین الان در دوره فشرده رایگان اختیار معامله ثبت نام کنید.
تورم فشار هزینه
تورم فشار هزینه نتیجه افزایش قیمتِ نهادههای تولید است. زمانی که افزایش عرضهی پول یا اعتبار به کالا یا سایر بازارهای دارایی هدایت میشود، هزینهی تمامی انواع کالاهای واسطهای افزایش مییابد. این مساله به طور خاص در زمانی صدق میکند که شوک اقتصادی منفی به عرضهی کالاهای کلیدی وارد میشود.
این تحولات موجب افزایش هزینهی محصول یا خدمت نهایی میشوند و در نهایت به قیمتهای مصرفکننده سرایت میکنند. برای مثال، زمانی که عرضهی پول افزایش مییابد، افزایش سوداگرایانهی قیمت نفت را رقم میزند، که بهمعنای احتمال افزایش هزینهی انرژی و در نتیجه افزایش قیمت مصرفکننده است که در شاخصهای مختلف تورم منعکس میشود.
بیشتر بخوانید: آدام اسمیت
تورم ساختاری
تورم ذاتی یا ساختاری با انتظارات تطبیقی یا ایده انتظارات مردم از تداوم نرخ فعلی تورم در آینده ارتباط دارد. با افزایش قیمت کالاها و خدمات، ممکن است مردم انتظار تداوم افزایش قیمتها در آینده با نرخی مشابه را داشته باشند. در نتیجه، ممکن است کارگران خواهان دستمزدهای بیشتر برای حفظ سطح استاندارد زندگی خود باشند. افزایش حقوق آنها باعث افزایش هزینهی کالاها و خدمات میشود و این مارپیچ قیمت-دستمزد [10] به این دلیل که یک عامل محرک عامل دیگر است و بالعکس تداوم دارد.
بیشتر بخوانید: جورج سوروس کیست؟
انواع شاخصهای قیمت
بسته به مجموعهی کالاها و خدمات انتخابی، انواع مختلف سبدهای کالای بهعنوان شاخص قیمت [11] محاسبه و دنبال میشوند. رایجترین شاخصهای قیمت بکاررفته شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) و شاخص قیمت عمدهفروشی (WPI) هستند.
بیشتر بخوانید: اختیار خرید چیست؟
شاخص قیمت مصرفکننده (CPI)
شاخص قیمت مصرفکننده معیاری است که میانگین وزنی قیمت سبدی از کالاها و خدمات را، که جزء نیازهای اولیه مصرفکننده هستند، بررسی میکند. این موارد شامل حملونقل، مواد غذایی و خدمات درمانی میشود.
شاخص قیمت مصرفکننده با استخراج تغییرات قیمت در هر قلم از سبد کالاهای از پیش تعیینشده و میانگین گرفتن از آنها براساس وزن نسبیشان در کل سبد محاسبه میشود. قیمتهای موردنظر قیمت خردهفروشی هر قلم کالای آمادهی خرید توسط شهروندان است.
از تغییرات CPI برای ارزیابی تغییرات قیمت مرتبط با هزینه زندگی استفاده میشود که آن را به یکی از پرکاربردترین آمارهای بکاررفته برای تشخیص دورههای تورم مثبت و منفی تبدیل میکند. در آمریکا، اداره آمار نیروی کار (BLS) شاخص CPI را به صورت ماهانه گزارش میکند و این کار را از سال 1913 انجام داده است.
شاخص CPI-U، که در سال 1978 ایجاد شد، نمایانگر عادات خرید حدود 88٪ از جمعیت غیرنهادی آمریکا است.
بیشتر بخوانید: جریان نقد عملیاتی
شاخص قیمت عمدهفروشی (WPI)
شاخص قیمت عمدهفروشی یکی دیگر از شاخصهای اندازهگیری متداول تورم است. این شاخص تغییرات قیمت کالاها را در مراحل قبل از خردهفروشی اندازهگیری و دنبال میکند.
اگرچه اقلام شاخص WPI از کشوری به کشور دیگر متغیر هستند، عمدتاً شامل اقلامی در سطح تولیدکننده یا عمدهفروشی میشوند. برای مثال، این شاخص شامل قیمت پنبه که در برگیرندهی پنبهی خام، نخ پنبه، کالاهای پنبه خام و پوشاک پنبهای است میشود.
اگرچه بسیاری از کشورها و سازمانها از WPI استفاده میکنند، اما برخی از کشورهای دیگر شامل آمریکا، از شاخص مشابهی با نام شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) [12] استفاده میکنند.
بیشتر بخوانید: قیمت اعمال اختیار چیست؟
شاخص قیمت تولیدکننده (PPI)
شاخص قیمت تولیدکننده به دستهای از شاخصها تعلق دارد که میانگین تغییرات در قیمت فروش دریافتیِ تولیدکنندگان کالاها و خدمات واسطه را در طول زمان اندازه میگیرد. شاخص PPI تغییرات قیمت را از منظر فروشنده اندازه میگیرد و با CPI که تغییرات قیمت را از منظر خریدار اندازه میگیرد تفاوت دارد.
در تمامی شاخصهای مربوطه، این امکان وجود دارد که افزایش قیمت یک قلم (برای مثال نفت) تا حدی باعث خنثی شدن کاهش قیمت در قلم دیگر (برای مثال گندم) شود. در مجموع، هر شاخص نمایانگر میانگین موزون تغییرات قیمت برای اقلام تشکیلدهنده سبد موردنظر است که ممکن است در سطح کل اقتصاد، صنعت یا کالا اعمال شود.
بیشتر بخوانید: اختیار آمریکایی چیست؟
فرمول اندازهگیری تورم
از انواع شاخصهای قیمت اشاره شده در بالا میتوان برای محاسبهی مقدار تورم بین دو ماه (یا سال) خاص استفاده کرد. اگرچه تعداد محاسبهگرهای تورم آماده در درگاهها و وبسایتهای مالی بسیار زیاد است، همواره بهتر است که برای حصول اطمینان از دقت و درک کامل محاسبات انجامشده، از روششناسی بنیادی این محاسبات اطلاع داشته باشیم. از لحاظ ریاضی،
نرخ تورم به درصد = (مقدار نهایی شاخص CPI ÷ مقدار اوليه شاخصCPI ) × ۱۰۰
فرض کنید میخواهید بدانید قدرت خرید 10,000 دلار بین سپتامبر 1975 و سپتامبر 2018 چقدر تغییر کرده است.
میتوانید دادههای شاخص قیمت را در درگاههای مختلف در قالب جدول بیابید. با مراجعه به این جدول، ارقام CPI مربوطه را برای دو ماه موردنظر استخراج کنید. در سپتامبر 1975 این رقم معادل 54.6 (مقدار CPI اولیه) و در سپتامبر 2018 این رقم معادل 252.439 است (مقدار CPI نهایی).
با جایگذاری این ارقام در فرمول خواهیم داشت:
462.34% = ۱۰۰ × (4.6234) = ۱۰۰ × (54.6 ÷ 252.439) = درصد نرخ تورم
از آنجا که میخواهید بدانید 10,000 دلار سپتامبر 1975 در سپتامبر 2018 چقدر ارزش دارد، نرخ تورم را در این مقدار ضرب کنید تا تغییر ارزش دلار را بدست آورید:
دلار 46,234 = ۱۰,۰۰۰ × 4.6234
تغییر ارزش دلار این بدین معناست که 10,000 دلار در سپتامبر 1975 معادل ۴۶,۲۳۴ دلار در سپتامبر 2018 ارزش دارد.
اساساً، اگر سبد کالا و خدماتی (مطابق با اقلام موجود در تعریف CPI) به ارزش 10,000 دلار در سال 1975 خریداری میکردید، در سپتامبر 2018 برای خرید همین سبد باید معادل 46,234 دلار پرداخت کنید.
مزایا و معایب تورم
تورم را میتوان بسته به سرعت بروز تغییرات و این که در کدام طرف عرضه یا تقاضا قرار دارید پدیدهای مثبت یا منفی دانست.
مزایا
افرادی که مالک داراییهای مشهود (مانند ملک یا کالای انبارشده) هستند، که با واحد پول ملی قیمتگذاری شده است ممکن است خواستار میزانی از تورم باشند چرا که به این ترتیب قیمت داراییهای آنها افزایش مییابد و در نتیجه میتوانند آنها را با نرخ بالاتری بفروشند.
تورم اغلب به سوداگری بنگاهها در پروژههای پرریسک و همچنین افرادی که در سهام شرکتها سرمایهگذاری میکنند منجر میشود، چرا که این اشخاص انتظار دارند بازده سرمایه آنها بالاتر از میزان تورم باشد.
در اکثر موارد سطح بهینهای از تورم ترویج میشود تا مردم بجای پسانداز به خرجکردن تشویق شوند. اگر قدرت خرید پول در طول زمان کاهش یابد، در این صورت انگیزهی بیشتری برای خرج کردن بجای صرفهجویی در زمان حال و خرج کردن در آینده وجود دارد. این امر مخارج را افزایش میدهد که خود باعث تقویت فعالیتهای اقتصادی در کشور میشود. رویکرد متعادل رویکردی است که مقدار تورم را در محدودهای بهینه و مطلوب نگه دارد.
معایب
خریداران این نوع داراییها ممکن است از تورم ناراضی باشند، چون مجبور میشوند پول بیشتری پرداخت کنند. افرادی که دارایی ارزشگذاریشده با پول ملی، مانند وجه نقد یا اوراق قرضه، دارند ممکن است به دلیل اینکه تورم ارزش واقعی دارایی آنها را کم میکند تمایلی به آن نداشته باشند. در نتیجه، سرمایهگذارانی که به دنبال حفاظت از سبد داراییهای خود در برابر تورم هستند باید به فکر تملک کلاس داراییهای با پوشش تورمی، مانند طلا، کالا و صندوق سرمایهگذاری املاک و مستغلات (REITها) [13] باشند. اوراق قرضه شاخصشده به سطح تورم نیز یکی دیگر از گزینههای جذاب برای سرمایهگذاران بهمنظور سود بردن از شرایط تورمی است.
نرخهای تورم بالا و متغیر، هزینههای بسیاری به اقتصاد وارد میکند. کسبوکارها، کارگران و مصرفکنندگان باید همگی آثار افزایش سطح عمومی قیمتها را در تصمیمات خرید، فروش و برنامهریزیهای خود لحاظ کنند.
این مساله منبع ابهام دیگری به اقتصاد میافزاید، چرا که ممکن است حدس آنها دربارهی نرخ تورم آینده اشتباه باشد. انتظار میرود که زمان و منابعی که صرف تحقیق، برآورد و تعدیل رفتار اقتصادی میشود متناسب با سطح عمومی قیمتها افزایش یابند. این امر نقطه مقابل بنیانهای اقتصاد واقعی است که بیشک هزینهای برای کل اقتصاد محسوب میشود.
حتی نرخ تورم پایین، پایدار و بهراحتی قابل پیشبینی که برخی آن را بهینه میدانند ممکن است مشکلات جدی در اقتصاد ایجاد کند. علت آن به چگونگی، مکان و زمان ورود پول جدید به اقتصاد بازمیگردد.
هر زمان که پول و اعتبار جدید وارد اقتصاد میشود، همواره در دست افراد و بنگاههای تجاری مشخص قرار میگیرد. فرآیند تعدیل سطح قیمتها متناسب با عرضهی پول در ادامه مصرف پول جدید توسط این افراد و بنگاهها ادامه مییابد و این پول در اقتصاد از دستی به دست دیگر و از حسابی به حساب دیگر به گردش درمیآید.
تورم ابتدا برخی قیمتها را افزایش میدهد و سپس سایر قیمتها را افزایش میدهد. این تغییر متوالی در قدرت خرید و قیمتها (که به اثر کانتیلون معروف است) موجب میشود که فرآیند تورم نه تنها سطح عمومی قیمتها را در طول زمان افزایش دهد بلکه قیمتهای نسبی، دستمزدها و نرخ بازده را نیز دچار اعوجاج میکند.
اقتصاددانان به طور کلی میدانند که انحراف قیمتهای نسبی از نقطه تعادل اقتصادیشان برای اقتصاد خوب نیست و اقتصاددانان اتریشی [14] حتی بر این باورند که این فرآیند یکی از عوامل اصلی چرخههای رکود در اقتصاد است.
مزایا
1- موجب افزایش قیمت بازفروش داراییها میشود
2- سطوح بهینه تورم باعث تقویت مخارج میشود
معایب
1- خریداران مجبورند پول بیشتری را بابت محصولات و خدمات پرداخت کنند
2- قیمتهای بالاتری را بر اقتصاد تحمیل میکند
3- برخی قیمتها را در ابتدا و برخی دیگر را در ادامه افزایش میدهد
کنترل تورم
مسئولیت مهم کنترل تورم برعهده نهاد تنظیمگر مالی کشور است. این کار با اتخاذ اقداماتی از طریق سیاستگذاری پولی انجام میشود که به اقدامات بانک مرکزی یا سایر کمیتههایی که اندازه و نرخ رشد عرضهی پول را تعیین میکنند، اطلاق میشود.
در آمریکا، اهداف سیاست پولی فدرال رزرو شامل نرخ بهره متعادل در بلندمدت، ثبات قیمت و اشتغال حداکثری است. نیت هریک از این اهداف ارتقای محیط مالی باثبات است. فدرال رزرو اهداف تورمی بلندمدت خود را برای حفظ نرخ تورم باثبات در بلندمدت که تصور میشود به نفع اقتصاد باشد، بهوضوح اعلام میکند.
ثبات قیمتی یا سطح نسبتاً ثابت تورم امکان برنامهریزی آینده را برای کسبوکارها به دلیل اینکه میدانند باید انتظار چه چیزی را داشته باشند فراهم میکند. فدرال رزرو بر این باور است که این کار باعث ترویج اشتغال حداکثری میشود که به وسیلهی عوامل غیرپولی که در طول زمان نوسان میکنند و در نتیجه در معرض تغییر قرار دارند، تعیین میشود.
به همین خاطر، فدرال رزرو هدف مشخصی را برای اشتغال حداکثری تعیین نمیکند بلکه این هدف تا حد زیادی وابسته به ارزیابی کارفرمایان است. اشتغال حداکثری به معنای بیکاری صفر نیست، چرا که در هر زمان و با استعفای افراد و آغاز شغل جدید سطح مشخصی از نوسان وجود دارد.
نکته سریع
ابرتورم اغلب بهعنوان دورهای از تورم 50٪ یا بیشتر در هر ماه توصیف میشود.
سیاستگذاران پولی در شرایط حاد اقتصادی دست به اقدامات استثنایی میزنند. برای مثال، در پی بحران مالی 2008 [15]، فدرال رزرو آمریکا نرخ بهره را در نزدیکی صفر نگه داشت و برنامهی خرید اوراق با عنوان تسهیل کمّی (QE) [16] را دنبال کرد.
برخی از منتقدان این برنامه ادعا میکردند که چنین کاری باعث جهش تورم دلار آمریکا خواهد شد، ولی تورم در سال 2007 به اوج خود رسید و در طی هشت سال بعد پیوسته کاهش یافت. دلایل پیچیدهی بسیاری برای این که چرا QE باعث تورم یا ابرتورم نشد وجود دارد، هرچند سادهترین دلیل ارائه شده این است که رکود خود پدیدهای بسیار ضدتورمی بود و تسهیل کمّی تاثیرات آن را تشدید کرد.
در نتیجه، سیاستگذاران آمریکایی تلاش کردهاند تورم را در حوالی 2٪ در سال ثابت نگه دارند. بانک مرکزی اروپا (ECB) نیز برنامه تسهیل کمّی تهاجمی را برای مقابله با تورم منفی در منطقه یورو در دستور کار قرار داد و برخی از کشورها نرخ بهره منفی را تجربه کردند. دلیل این امر هراس از تثبیت تورم منفی در ناحیه یورو و منجرشدن آن به سکون اقتصادی است (وضعیتی که رشد اقتصادی 0 یا کمتر از 2 تا 3 درصد است و بیکاری بالاست).
علاوه بر این، کشورهایی که نرخ رشد بالاتر را تجربه میکنند ممکن است نرخ تورم بالاتری را جذب کنند. هدف هند نرخی حدود 4٪ است (با آستانه سقف و کف 6٪ و 2٪)، در حالی که هدف برزیل نرخ 3.25٪ است با آستانه سقف و کف 4.75٪ و 1.75%.
پوشش در برابر تورم
بسیاری بر این باورند که سهام بهترین روش پوشش تورم است، چرا که افزایش قیمت سهام تاثیرات تورم را نیز دربر میگیرد. از آنجا که افزایش عرضهی پول تقریباً در تمامی اقتصادهای مدرن در قالب تزریق اعتبارات بانکی و از طریق سیستم مالی روی میدهد، بخش اعظم تاثیر فوری بر قیمتها در آن دسته از داراییهای مالی که با پول ملی قیمتگذاری شدهاند مانند سهام رخ میدهد.
ابزارهای مالی ویژهای وجود دارند که میتوان از آنها برای محافظت از سرمایهگذاریها در برابر تورم استفاده کرد. این ابزارها شامل اوراق خزانهداری مصون از تورم (TIPS) [17] میشود که یک اوراق خزانهداری کمریسک و شاخصشده به تورم است که اصل مبلغ سرمایهگذاریشده براساس درصد تورم افزایش مییابد.
همچنین میتوان از صندوق سرمایه گذاری مشترک TIPS یا صندوق قابل معامله در بورس (ETF) این اوراق استفاده کرد. برای دسترسی به سهام، ETF ها و سایر صندوقهایی که به جلوگیری از خطرات تورم کمک میکنند، احتمالاً به یک حساب کارگزاری نیاز خواهید داشت. انتخاب کارگزار بورس به دلیل تنوعی که در میان آنها وجود دارد ممکن است به فرآیندی بسیار دشوار تبدیل شود.
طلا نیز یکی از ابزارهای مقابله با تورم محسوب میشود، اگرچه نگاهی به گذشته نشان میدهد که این مسئله همواره صادق نیست.
نمونههای ابرتورم
از آنجا که تمامی ارزهای دنیا از نوع پول فیات [18] هستند، عرضهی پول ممکن است بنا به دلایل سیاسی بهسرعت افزایش یابد که افزایش سریع سطح قیمتها را به همراه دارد. مشهورترین نمونهی آن ابرتورمی بود که جمهوری وایمار آلمان در اوایل دههی 1920 به آن دچار شد.
کشورهای پیروز در جنگ جهانی اول خواهان دریافت غرامت از آلمان بودند که امکان پرداخت آن با پول کاغذی آلمان وجود نداشت چون ارزش آن به خاطر استقراض دولتی مشخص نبود. آلمان تلاش کرد اسکناس چاپ کند که با آنها ارز خارجی بخرد و از آن برای پرداخت بدهیهای خود استفاده کند.
این سیاست منجر به کاهش سریع ارزش مارک آلمان و ابرتورم ناشی از آن شد. مصرفکنندگان آلمانی با خرج کردن پولهای خود در سریعترین زمان ممکن به این چرخه واکنش نشان دادند، چون میدانستند هر چه بیشتر صبر کنند ارزش پول آنها کمتر و کمتر خواهد شد. پول بیشتر و بیشتری به اقتصاد سرازیر شد و ارزش آن تا حدی سقوط کرد که مردم از پولهای عملاً بیارزش بهجای کاغذ دیواری استفاده میکردند. در پرو در سال 1990 و در زیمباوه بین سالهای 2007 و 2008 شرایط مشابهی روی داد.
جمعبندی
تورم عبارت است از افزایش قیمتها که به مرور زمان به کاهش قدرت خرید منجر میشود. تورم پدیدهای طبیعی است و دولت آمریکا نرخ تورم سالانهی 2٪ را هدفگذاری کرده است؛ با این حال، تورم در صورتی که بیش از حد زیاد و سریع رشد کند خطرناک است. تورم باعث گرانتر شدن اقلام میشود، به ویژه اگر دستمزدها به اندازهی تورم افزایش نیابند. علاوه بر این، تورم ارزش برخی از داراییها، به ویژه پول نقد، را کاهش میدهد. دولتها و بانکهای مرکزی به دنبال کنترل تورم از طریق سیاستگذاری پولی هستند.
سوالات متداول درباره تورم
چه عواملی باعث تورم میشوند؟
تورم سه علت اصلی دارد: تورم ناشی از کشش تقاضا، تورم ناشی از فشار هزینه و تورم ذاتی.
1- تورم ناشی از تقاضا به شرایطی اطلاق میشود که در آن محصولات یا خدمات به اندازهی متناسب با تقاضا تولید نمیشود که موجب افزایش قیمت آنها میشود.
2- از سوی دیگر، تورم ناشی از فشار هزینهها زمانی روی میدهد که هزینهی تولید محصولات و خدمات افزایش مییابد و بنگاهها را وادار به افزایش قیمت میکند.
3- تورم ذاتی (که گاهی به آن مارپیچ قیمت-دستمزد میگویند) زمانی روی میدهد که کارگران درخواست دستمزد بالاتر برای جبران افزایش هزینههای زندگی را دارند. این امر خود باعث میشود که کسبوکارها قیمتهای خود را برای جبران هزینهی ناشی از افزایش دستمزد بالا ببرند که چرخهی خودتقویتکنندهی افزایش دستمزد و قیمت را ایجاد میکند.
تورم خوب است یا بد؟
تورم بسیار بالا عموماً برای اقتصاد بد فرض میشود و از سوی دیگر، تورم خیلی پایین نیز مضر است. بسیاری از اقتصاددانان حامی حد وسط و تورم پایین تا متوسط در حدود 2٪ در سال هستند.
به طور کلی، افزایش تورم به پساندازکنندگان ضربه میزند، چرا که باعث تضعیف قدرت خرید پولی که پسانداز کردهاند میشود؛ با این حال، این امر به نفع وامگیرندگان است چرا که ارزش بدهی معوق آنها بااحتساب تورم با گذشت زمان کاهش مییابد.
اثرات تورم چیست؟
تورم به طرق مختلف بر اقتصاد تاثیر میگذارد. برای مثال، اگر تورم باعث کاهش ارزش پول ملی کشور شود، این امر به نفع صادرکنندگان است، چون کالای آنها وقتی با ارز کشورهای خارجی قیمتگذاری میشود مقرون به صرفهتر خواهد بود.
از سوی دیگر، این مساله به ضرر واردکنندگان است، چون کالاهای ساخت خارج را گرانتر میکند. تورم بالاتر مخارج را نیز تقویت میکند، چون مصرفکنندگان تمایل دارند کالاها را به سرعت و قبل از افزایش بیشتر قیمتشان خریداری کنند. در مقابل، پساندازکنندگان احتمالاً با کاهش ارزش واقعی سپردههای خود مواجه خواهند شد که توانایی خرج یا سرمایهگذاری آنها در آینده را محدود میکند.
چرا تورم در حال حاضر تا این حد بالا است؟
در سال 2022، نرخ تورم در آمریکا و سراسر دنیا به بالاترین حد خود از اوایل دههی 1980 رسید.
اگرچه دلیل واحدی برای این افزایش سریع قیمتهای جهانی وجود ندارد، با این حال مجموعهای از وقایع دست به دست هم دادند و باعث رسیدن تورم به این سطوح بالا شدند.
همهگیری کووید ۱۹ در اوایل سال 2020 موجب قرنطینه و سایر اقدامات محدودکننده شد که اختلال گستردهای در زنجیرههای تامین جهانی، از تعطیلی کارخانهها تا ایجاد گلوگاه در بنادر دریایی، به وجود آورد. در همین زمان، دولتها چکهای حمایتی صادر کردند و حقوق بیکاری را برای کاستن از تاثیر مالی این اقدامات بر افراد و کسبوکارهای کوچک افزایش دادند. با واکسیناسیون گستردهی کرونا و بازگشت سریع اقتصاد به شرایط عادی، تقاضا (که تا حدی به خاطر چکهای حمایتی و نرخهای بهره پایین تشدید شده بود) به سرعت از عرضه، که برای رسیدن به سطوح قبل از کرونا تقلا میکرد، پیشی گرفت.
حملهی بیدلیل روسیه به اوکراین در اوایل سال 2022 مجموعهای از تحریمهای اقتصادی و محدودیتهای تجاری را برای روسیه به همراه داشت که منجر به کاهش عرضهی نفت و گاز شد، چرا که روسیه یکی از تولیدکنندگان بزرگ سوختهای فسیلی است. در همین حال، قیمت مواد غذایی نیز افزایش یافت، چرا که اوکراین قادر به صادر کردن غلات فراوان برداشتشده از مزارع خود نبود. افزایش قیمت سوخت و مواد غذایی، به افزایشهای مشابه در بخشهای پایینتر زنجیرههای ارزش منجر شد.
منبع: Investopedia
[2] Demand-Pull Inflation (Investopedia)
[3] Cost Push Inflation (Investopedia)
[4] Built-in Inflation (Wikipedia)
[5] Consumer Price Index (Investopedia)
[6] Wholesale Price Index (Investopedia)
[8] Money Supply (Investopedia)
[10] Wage-price Spiral (Wikipedia)
[12] Producer Price Index (Investopedia)
[14] Austrian Economics (Investopedia)
[15] 2007-2008 Financial Crisis (Wikipedia)
بیشتر بخوانید: آموزش بورس
برای آشنایی با مفاهیمی مانند تورم، تولید ناخالص داخلی (GDP)، اشتغال و نرخ بیکاری، منحنی فیلیپس، مدل ماندل-فلیمینگ، رژیمهای نرخ بهره، بدهی دولت و کسری بودجه با کلیک روی دکمه زیر از ۱۰% تخفیف بیشتر برای ثبتنام استفاده کنید.
دیدگاهتان را بنویسید